سخني با خوانندگان وبلاگم: درياب مارا
چون خيلي بد جور وضعيت جيبم خراب شده و کسي هم
نيست که بهمون مساعده بده .پس ما هم يه مدت دوستان رو
از فيوضات خودمون محروم ميکنيم.تا بسوزيد .براي اينکه زياد دلتون برام تنگ نشه
ميتونيد هي بريد به آرشيو و از انوار خاصه ي سد ممد استفاده
کنيد تا دچار کمبود هندوانه نشيد.
به خدا توي اين ماه رمضون انقدر ک*شعر داشتم که اين تو بنويسم
و انقدر سوژه وپرژه دستم افتاده که از شمارش خارجه، ولي
لعنت به پول که کثيف ترين چيز توي دنيا هه و راه نفس همه
ما بهش وصله اگه نباشه اصلا نيستي.لعنت.
يه دليل ديگه هم داره، اون کسي که بيشتر نوشته هام براش بود
حالا يه مدتيه غيب شده .وما هم که تو کف، همين جور مونديم حيرون ...
«اگه اومدي وديدي که اينجا خبري نيست بدون که تقصير تو بوده!!!!»
خلاصه اگه دلتون مي خواد باز هم خزعبلات من رو بخونيد
دعا کنيد که :
1- يه 300،400مليون تومن همين جوري بيفته تو بغلم(ببين خيلي کمه ها)
2- ... (به شما مربوط نيست که دوميش چيه فقط دعات رو بکن)
همين دوتا دعا در مقابل همه خوبي هاي دنيا براي ما بسه
البته اگه مستجاب بشه!!!!
قول ميدم بيشتر از دوهفته از دست من راحت نباشيد .سر دوهفته ديگه
حتما" ميتونيد مقاله هاي توپ من رو مطالعه بکنيد.شايد هم زود تر!!!
ولي ميدونم که همه تون از زن ومرد ،بزرگ وکوچک با خوندن اين
اولين نوشته ام که مستقيم با مخاطب اين وبلاگ حرف زده چه چيزي ميگد.
مگيد:« به ت...م چپم يا راستم که نمينويسي.»
من هم ميگم خيلي بي ادبي، نا مردا . و...ي...ش !!!
زت زياد
يا حق
قربون همه تون بره صدام
تا بعد
منتظر باشيد.(ده برو ديگه)