صبح بود ، هوا گرم بود ، ولي همه چيز خوب بود ، خيلي قشنگ بود.
دوساعت بعد بود ، شکم خالي بود ، درس زياد بود.
ولي همه چيز خوب بود.
ساعت يازده بود ، هوا گرم بود ، دلم تنگ بود ، ولي همه چيز خوب بود.
هوا گرم ، سرم بيکار بود ، دلم به ياد اون بود.
ولي همه چيز خوب بود .
ظهر بود ، توی سفره غذا بود ، توی اتاق جانماز بود ، توی دلم خالی بود،
ولی همه چيز خوب بود.
عصر بود ، هوای بيرون خوب بود ، خيابون قشنگ بود ، اون هم کنارم بود.
ولي همه چيز خوب نبود !
دوساعت بعد بود ، هوای توی کوچه خوب بود ، دلم تاپ تاپ بود ،تو کوچه قفط هيچکي بود، ولي همه چيز خوب نبود.
من خوب بود ، عشق بود ، صفا بود ، محبت بود ، دعوا بود، خالي بندي بود ، ماست مالي بود ، اون الکي عصباني بود ، ولي همه چيز خوب نبود!
ديگه هيچي خوب نبود تا اينکه دوباره
من بودم و اون نبود!
حالا عشق بود ، صفا بود ، محبت بود ، دل تنگي بود ،تلفن بود ، اي ميل بود،
همه ي همه چيز خوب بود، چون اون دور بود، من دور بود.
چقدر زندگي خوب بود ، چقدر همه چيز خوب بود ،کاش اونم خوب بود.فقط يه کم مهربون بود.
چقدر بود بود!