Friday, April 11, 2003


آدما و دل شون يا
دلم ميخواست...

چه اهميتي داره که دل شما چي ميخواد.
اصلا چرا هرچي اين دل لامسب ميگه بايد گوش کرد
همين دل لامروته که نميذاره آدم زندگيش رو بکنه...

تا زندگي رو چه جور ببيني مثل يه حيوون يا يه آدم.
ولي به هر حال بيشتر از اون چه که از زير دل ميکشيم از خود دل داريم ميکشيم.
آخرش هم مجبور ميشيم همه دنيا رو ول کنيم بريم سراغ دل
چه بهتر که اون موقع نباشه که زير دل از کار افتاده!
ما که آخرش اسير دل مون ميشيم
چه بهتر که حالا بشيم
گور پدر هرچي عقله... بيکله ي بي کله!

حالا چه حالي ميده زندگي ... بعضي وقتا براي زنگ تفريح هم که شده
يه کمي اين عقله رو به کار ميندازيم
ولي سرور همون دله!
ديگه موقع ورق بازي هميشه حکم ما دله ،
توي آس ها فقط آس دل سروره.
موقع مسافرت فقط ميريم شمال يا جنوب
چون اونجاست که ميشه دل رو زد به دريا
تا ته ش رفت! آخ که اين زندگي دل دلي چه حالي ميده.
عاشق اون لحظه هايي هستم که دو دل ميشم
ما که با يکيش حال ميکنيم چه برسه به وقتي که دو دل بشيم.
با اين که دل ما دست هرکي افتاده شيکسته
يا ياد هر ياري افتاديم دلمون سوخته ولي دل ماست ديگه
طوريش نميشه ... دل ما خود درياست هرچي خواستي جيش کن توش
نجس نميشه!!!
دلي که دريا باشه ماهي هاي عاشق دوستش دارند.
دل اصلا بايد دريا باشه وگرنه آدم که زنده نمي مونه.
بعضي وقتا که دلم واسه يه نفر کباب ميشه
يک بوي خوبي ميده ... ياد جيگرکي اصغر سگ پز مي افتم
اوووم چه بويي.
بعدش که دلمون بزرگ شد دست هر کس و ناکسي ميدم
تا به بازي بگيردش، اين بازي "دلم رو ببر بشکون و بيار"، خيلي با حاله
خلاصه دلي دارم که نگو.
ديگه شعرام هم دل دلي شده:
دل اي دل ، ددل دل دل ددل
دل دل ددل دل.

صفاي دل همه دل دلي ها
زت زيات.




عشق بازي و جواني و شراب لعل فام
مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام

ساقي شکر دهان و مطرب شيرين سخن
همنشيني نيک کردار و نديمي نيک نام

شاهدي از لطف و پاکي رشک آب زندگي
دلبري در حسن و خوبي غيرت ماه تمام

بزم گاهي دلنشان چون قصر فردوس برين
گلشني پيرامنش چون روضه ي دارالسلام

صف نشينان نيک خواه و پيشکاران با ادب
دوستداران صاحب اسرار و حريفان دوستکام

باده ي گلرنگ تلخ تيز خوشخوار سبک
نُقلش از لعل نگار و نقلش از يا قوت خام

غمزه ي ساقي به يغماي خرد آهخته تيغ
زلف جانان از براي صيد دل گسترده دام

نکته داني بذله گو چون حافظ شيرين سخن
بخشش آموزي جهان افروز چون حاجي قوام

هر که اين عشرت نخواهد خوشدلي بر وي تباه
وانکه اين مجلس بجويد زندگي بر وي حرام


Wednesday, April 09, 2003


هــــــــــورتي بغداد

پايتخت تاريخي شاهان قدرت مند تاريخ و آخرين شان ديکتاتور بزرگ که اين آخر سري ها صاحب کشوري درب و داغون بود بالاخره سقوط کرد.
شايد نبايد گفت "بالاخره"! چون خيلي زود تر از آن چه که ما فکر مي کرديم آمريکايي ها وارد بغداد شدند... شايد زود هم نبوده ، خب آخه تلويزيون و منابع خبري ما کمي دلشون ميخواست اين جنگ يه چندين سالي طول بکشه
ولي به هر حال اون سيزده سالي که صدام براي ادامه جنگ وعده داده بود تبديل به بيست و يک روز شد. و البته کمي ديگه طول ميکشه تا دو شهر کرکوک و موصل و کلا کل عراق کاملا تسخير بشه!!!
شبکه خبر بعد از ظهر داشت تصاوير ورود آمريکايي ها به مرکز شهر بغداد رو مستقيم نشون ميداد و مجري برنامه از داخل استوديو ياد آوري ميکرد که :
آمريکايي ها به داخل شهر آمده اند و مردم بهت زده و باترس به اون ها نگاه ميکنند
بعد دوربين که روي دست وارد خيابان و نزديک تانک ها شد بعد از نشون دادن يه خبر نگار خارجي که به سرباز هاي آمريکايي فحش ميداد(مي گفت :Fuck out...) و مجري شبکه گفت : يک عراقي بر ضد نيروهاي محاجم شعار ميدهد..

ولي بيشتر به تيپ زنه ميخورد خبر نگار باشه... بعد از چند دقيقه دوربين رفت روي يه راننده يه فيات قرمز که که داشت به گزارش گر تلويزيوني گل ميداد!!! و گزارش گر مي پرسيد ناراخت نيستي که نيوروهاي آيالات متحده اومدن تو بغداد ... که ديگه تصوير قطع شد!!!! اين هم شبکه خبر جمهوري اسلامي.

حالا درسته که صدام رفت ولي فکر نکنيد خيلي راحت شديم. حالا ديگه آمريکا يه کشور بغل گوش ما کس خل هاي ايراني و عرب هاي گامبو داره و ديگه واقعا هر غلطي بخواهد مي تواند بکند!!!


اوف.

Monday, April 07, 2003


اهميت بوس کردن
يا ببين چطور ماچت ميکنم
!

بعد از اون همه وقت که مقاله علمي ننوشته بودم ، يه لحظه به مخم زد يه چيزي در اين رابطه به اي مهمي بگم. خب ميگم ديگه...

خب يکي از کار هايي که در وابط اجتماعي انسان ها کار برد داره بوس کردنه
خيلي وقت ها علاقه ها رو بيشتر ميکنه دوستي ها رو محکم تر ميکنه و جاده ها! رو باز ميکنه و البته يه کار دونفره و بيشتره و هنوز تو مخلوقات خدا آدم ها نتوستند خودشون رو ماچ کنند و لذت ببرند و عقل شون هم سالم باشه.
توجه داريد که ما چند نوع بوس يا بوسه داريم ، تقريبا سه نوع.

يک: بوس روي گونه يا همون لپ؛ يعني لب هاي يک نفر روي لپ طرف مقابل قرار ميگيره و اکثرا دو طرف با هم اين کار ور ميکنند و حالت ملايم ترش گذاشتن گونه ها روي هم ديگه است که يه کم سوسوليه ولي لازم، که البته به دليل نرم بودن لپها خيلي کار با حاليه.
و البته بايد مواظب باشيد روي جوش هاي طرف يا رو خال هاش بوسه نزنيد که حال تون گرفته ميشه.
اين نوع بوسه رو ميشه در هر زمان و براي هر دو جنس در هر سني به کار برد
البته درجه داره مثلا اگه پدر بزرگتون رو ماچ ميکنيد لبهاتون رو محکم رو گونه هاش بذاريد و با صدا مووووچ. ولي اگه براي اولين بار يه دختر خانوم رو که زياد هم صميمي نيستيتد مي بوسيد فقط لپ تون رو روي لپش بذاريد و با صداي خفيف لب ها تون صداي موچ رو در بياريد نه اين که همون اول کار بري سراغ لب هاي طرف دهنش رو بگاهي!
اگه کسي که ميبوسيدش بزرگتر از خودتونه شما روي لپ هاش بوسه بزنيد و اگه شما بزرگتريد اجازه بديد اون شمارو ببوسه...و وقتي توي جمع برو بچ هستيد هر گندي خواستيد به صورت رفيقتون بزنيد محدوديت نداره.

دو:بوسه بر پيشاني که يک نفر لب هاش رو وسط پيشاني طرف ميذاره و بيشتر برتري بوسه زننده رو ميرسونه و کار من و شما نيست بذاريد وقتي سن تون رفت بالاي هفتاد نوه هاتونرو اين جوري ماچ کنيد و براشون دعا بخونيد!
البته يه کاربرد بهتري هست که اگه يه وقتي دوست دختر يا پسر يا همسر تون قفل دلش رو باز کرد داشت هرچي تو دلشه از علاقه اش به شما و از درد هايي که کشيده برا تون حرف ميزنه در يه صحنه کاملاً رمانتيک در حال نوازش موهاش رو پيشانيش بوسه بزنيد تا حواسش پرت شه کمتر خالي ببنده.

سه: اصل کاري بوسه روي لبه! يعني دو طرف لب هاشون رو روي هم ميذارند و ميتونه با حرکات بيشتري هم باشه مثل رد و بدل زبون و آب دهن بازي که اگه حرفه اي نباشيد ممکنه خراب کاري بکنيد.
با حال ترين بوس کردن که بيشتر بين کساني که زيادي هم ديگه رو دوست دارند کاربرد داره و البته در هر موردي واردي مي خواد.
اگر يه پدر چهل ساله هستيد که يک دختر هفت هشت ده ساله داره و هوس کرديد لب هاي دختر تون رو ماچ کنيد بايد خيلي آروم طوري که امکان کمترين تحريکي باشه روي لب هاش رو ببوسيد !!! دختر خودتونه ميتونيد هر کاري باهاش بکنيد ولي نمي خواهيد که بعدا چيزي غير از دختر خوب باشه!
ولي ... وقتي ... اوووف ...اي بابا...
وقتي يه دختر- پسر که يا با هم دوستند يا همسر همديگند ديگه حرفي براي گفتن ندارند و ديگه کاري غير از نگاه کردن تو چشم هاي هم ديگه ندارند بهترين کار استفاده از اين نوع بوس کردنه اون وقته که ...
خلاصه بهتره که شک نکنيد که ممکنه دفعه بعدي وجود نداشته باشه و خجالت کشيدن گناه بزرگتريه.نه؟
توي اين لب دادن ها گرفتن ها يه ماچي داريم به نام فرنچ کيس! يه بوسه ي لبي عميق!!! حالا عميقش چيه ديگه ميگم براتون( بابا شما که همتون اين کاره ايد که من واسه چي دارم زور ميزنم) عميقش اينه که وسيله بوس کردن از لب ارتقا پيدا ميکنه به زبون و حلق و آب دهن و دندون و ديگه هرچي دم دستت مياد بکن تو دهن طرف که که ديگه از اين چيزا گيرت نمياد!!! و توصيه من براي خوش مزه کردن بوسه تون يه کم خمير دندون قبل از انجام عمليات روي زبونتون بذاريد يا آدامس اکاليپتوس و البته از خوراکي هاي ديگه هم استفاده ميکنند... و اگر دو طرف سيگاري هستيد بهترين موقع وقتيه که هر کدوم سيگار رو روشن کرديد و چار پنج تا پک هم زديد اون موقع چون بزاق دهان خيلي زياد ميشه بوسه عميق خيلي حال ميده !!!!
و البته بعضي ها هم پيدا ميشن که با شنيدن و خوندن اين چيزا فرهنگ سطح پايين و مرتجع خودشون رو نشون ميدن ميگن:« ا َيي.»
انگار طرف اومده توي دنيا که دو روزه ي دنيا رو فقط بگوزه و بره ، آخه آدم گوزو چرا از امکاناتت استفاده نمي کني بعد اون دنيا ميگه: خدا امکاناتم کم بود !

خلاصه اين که حيف بيـــــد ، از دست نداده بيده ... لـــــق وزنه؟

و چهار : بوسه بر جا هاي ديگه بيشتر براي کار هاي حساس و زمان هاي حساس به کار ميره و کاربرد قوي تر و استراتيژيک تري هم داره ، که ديگه چون براي زير هيجده ساله ها خوب نبيده که ما اون بوسه ها رو بگيم پس نمي گيم که بعد مردم نگن مگه خودت خوار مادر نداشتي بچه مردم رو چيز بار آوردي!!! از اين کارا ما نبکوليم.

ديگه ببخشيد من اينارو براي اونايي گفتم که بلد نبيدن بوس چي چي بيده
سروران من که همشون وارد بيدن. نظر هم يا دتون نره بديد... توضيح بيشتر هم خواستيد ميديم ها.

قربون شوما محمد هندونه پشت کوهي چهار سال و نيمه از پشت اون کوه
زت زيات.

Sunday, April 06, 2003



يه کاري بکن .

يه نقاشي بکش ، ولو دري وري
يه شعر بگو ، ولو خل خلي
يه آوازي بخون ولو من من کنون
يه شونه بردار و سوت بزن با اون
شلنگ انداز برقص توي آشپزخونه تون.
چه ميدونم - به هر حال يه کاري بکن
يه چرت و پرتي از خودت توي دنيا باقي بذار،
يه چيزي که قبلا وجود نداشته به وجود بيار.


رفاقت

من يه راهي پيدا کرده م که آدم رفقاش رو تا ابد نگه داره
خيلي ساده س رد خور هم نداره
من بهت ميگم الّا و بلّا چيکار کني ،
تو هم بي چون و چرا اجرا کني !


نوري در اتاق زيرشيرواني ؛ شل سيلور استاين.