Saturday, June 14, 2003

من معذرت !!!(درست نوشتم)که توي مطلب قبلي از کلمه
بيفکر در باره کساني که به خيابان ميريزند استفاده کردم
به نظر مياد ايندفعه بر خلاف دفعه قبل موضوع کمي طولاني شده
ديشب هم تهران شلوغ پلوغ بوده و مثل اينکه اصفهان هم
خبرهايي بوده که بايد از شاهدان عينيش پرسيد!!!(خودشون ميگن)
به هر حال من نبايد از صفت "بي فکر" استفاده ميکردم ولي
واقعا اگه ما ندونيم از اين بيرون رفتن ها و شعار دادن ها
و کتک خوردن ها ...ها هدفمون چيه خب اين يه جور بي فکريه
وقتي يه نفر بدون اينکه بدونه چي از اين زندگي لعنتي ميخواد و فقط به خاطر حرف هاي
يه فراري ترسو که اون ور دنيا قايم شده واز شما ميخواد که خونتون رو بريزيد کف خيابون
هيجان زده بشه و شعار بده و کتک بخوره و بعد بره خونه شون خب اين خيلي وحشت ناکه
به اعتراف قديمي ها و به اعتقاد من الان با بيست و پنج سال پيش خيلي فرق داره
اکثر ماها ميدونيم که چي ميخواهيم و تعداد ادم هاي بي هدف و هيجان زده خيلي کم شده
ولي هنوز راه رو غلت(!!!) ميريم...اگر قرار بود از اشوب و تظاهرات و شلوغي و
کلا حرکت انقلابي نتيجه اي گرفت همون بيست و پنج سال پيش همه چيز درست ميشد
حرکت انقلابي مثل يه سيل ميمونه که همه چيز رو ميشوره و پاک ميکنه ولي گل و خرابي به بار
مياره هر کسي هم ميتونه سوارش بشه...
تا بعد...
راستي يه چيزي اگه شلوغ پلوغي ها بيشتر بشه
وااااي درس و دانشگاه و امتحان پايان ترم و همه ميره "لاکار"...توروخدا ميبينيد
؟!!!من چقدر کوته فکر و آدم سطحي و بي معني هستم!

Friday, June 13, 2003



دوتا دکتر ... دوتا موضوع... !

جنبش اصلاحي و ريختن به خيابان.

حميد رضا جلايي پور:«جنبش اصلاحي پوپوليستي و توده اي نيست.
بر اساس همين اعتقاد است که اصلاحطلبان مردم را به خيا بان نمي اورند. چون قرار نيست که بياورند. چون بيست و پنج سال است که مردم به خيابان ها مي آيند.
حرف اين جنبش اين است که تا کي ميخواهيم مردم را به خيابان بياوريم؟
اصلا براي چه ميخواهيم بياوريم به خيابان؟[...]اگر کشور مي خواهد توسعه اقتصادي، اجتماعي پيدا کند، نمي شود که مدام مردم را در خيابان ها جمع کرد..بايد ساز و کار هاي بوروکراتيک و دمکراتيک و اصلاحي را سازمان داد...»(منبع ياس نو.)
قابل توجه اون تلويزيون هاي عوضي لس انجلسي و چند نفر بيفکر که فکر ميکنند
خيلي ساده ميشه کار هاي بزرگ کرد.

گشودن مرز هاي الکترو نيکي و يک استدلال قوي!!.

غلام حسين الهام ، سخنگوي قوه قضاييه:« فيلتر گذاري سايت هاي اينترنتي
توجيه معقول داشته و مبتني بر مصالح اجتماعي ، فردي ، اخلاقي وملي است
و با هدف تامين حق دسترسي آزاد و همگاني مردم به اطلاعات و دانش صورت ميگيرد.
پس قطعاً عدم پالايش شايسته و لازم ، محيط را به قدري
آلوده خواهد کرد که عموم افرادي که با اهداف دسترسي سالم به اطلاعات و دانش لازم از اين وسيله استفاده ميکنند ، به تدريج عطايش را به لقايش خواهند بخشيد و همين
امر ، حق طبيعي دسترسي سالم به اطلاعات
را از آحاد افراد سلب خواهد کرد...»(منبع خبرگزاري فارس.)
اين اقاي نسبتا با فهم و کمالات!!!! اينترنت و دنياي سايبر رو با توالت خونه شون اشتباهي گرفته ...
ميبينيد که گاهي وقتا عقل دکتر ها هم کلي با هم فرق داره
و بعضي ها که اصلا ندارند
اون اولي دکتره دومي هم دکتره !!!!
خدا رحم کنه.

Thursday, June 12, 2003

اندر بي خبري !


خب با خواندن اين سو تيتر من چي فکر ميکنيد؟!
اول بگم من الان افتادم به چرند گويي ، خفن! پس بهتره از خوندن اين
اراجيف من صرف نظر کنيد ولي اگه خونديد مُسکن کنار دستتون باشه ها!...
خلاصه بسته به فرهنگ هر کس ميشه اين جمله يا
شبه جمله ي تيتر شده مارو يه جوري خواند.
شايد هم ربطي به ميزان بالايي يا پاييني فرهنگ نداره
به هر حال اين شبه جمله: "اندر بي خبري " کلي ايهام و ابهام ميتونه داشته باشه!
اجزاء تشکيل دهنده اين جمله شامل:
اندر + بي + خبر +ي
است . که البته ما ميتونيم اين جوري هم جدا کنيم:
ان + در +بي + خبر + ي.
که کاملا واضحه که اين دو جمله دوتا معني متفاوت دارند
اولي کمي ادبيه و دومي کمي بي ادبي!
و البته من ميتونم ثابت کنم از نظر معني و حتي مفهوم تفاوتي ندارند!!!
خب اولي يعني که من در بي خبري به سر ميبرم.
گوينده جمله ميخواهد اين را برساند که خودش(گوينده) مدتي است
به دلايلي که بر ما (شنونده) پوشيده است طرف(گوينده) در بيخبري از يک موضوعي که در هر جايي بسته به اقتضاي زمان فرق ميکند به سر ميبرد... و گوينده در ادامه
از ما ميخواهد که او را با خبر سازيم و شايد هم نخواهد و فقط ما را مطلع ميکند که خبري ندارد.
در دومي ما بيشتر يک فحش يا ناسزا ميبينيم که به خاطر وجود کلمه
موزون و پر مفهوم و پر کاربرد و آهنگين " اَن" است. اين کلمه ناسزاي بچه هاي زير ده سال دهات ماست که وقتي با هم گلاويز ميشوند يا با چوب دنبال هم ميکنند به زبان مياورند و به حريف ياداور ميشوندکه تو چيزي بيشتر از همون اون نيستي !
بگذريم اين جمله کمي بي ادبانه و کم کاربرد اين معني را براي ما متبادر ميکند
که طرف(گوينده) ميخواهد بگويد که چقدر بي خبري بد است
و ما ميفهميم که او(گوينده) حتما از موضوعي بي خبر است که مدفوع و فضله نسار حالت بي خبر بودن ميکند پس در اين حالت گوينده هم اعتراضي به بي خبر بودن ميکند و هم خبر ميدهد که از چيزي بي خبر است پس اگر ما از جمله تيتر شده گونه دوم را برداشت کنيم معاني بيشتري بر ما متبادر ميشود و البته اين دو نوع بر داشت هر دو يک معني را ميدهند و لي از نظر اطلاع رساني جمله دوم کارايي بيشتري دارد.
پس خواننده اين گونه جملات اگر فرهنگ بالايي داشته باشد يا پاييني و هر برداشتي که داشته باشد ، ادبانه يا بي ادبانه معني طرف (گوينده ) را ميفهمد.
و اين معجزه ادب پارسي يا فارسي است ! که هم اکنون شما ارزو ميکنيد که اي کاش هندوانه اي نبود که به اين زبان شيرين سخن گويد تا مردماني چند ، فراري از دنياي
واقعي و شلوغ را از دنياي مجازي يک هندوانه ديجيتال هم فراري دهد.
نا مرديش رفتن بيرون از خونه و ديدن چارتا ادم درست حسابي و البته کارهاي خير شب جمعه و فرستادن درود بر همه دلخوشان عالم در شب جمعه لبي تر کردن ديداري تازه کردن دلي از لذت پر کردن بهتر از نشستن پشت اين قارقارک هاي لعنتي نيست بهتر از خواندن يه وبلاگ بي مزه و بي معني نيست؟؟؟!
نه جون من راست نمي گم؟ خشتکم دور گردنم پاپيون اگه دروغ بگم!!!

زت زيات.