خوب ديگه وقت زدن حرف جديه.آيا سوالي بزرگتر از اين هست که:حقيقت چيست؟
خوب حتما مهمه که بدونيم حقيقت چي؟ ولي نه .مهم نيست! چرا؟ براي اينکه همه حقايق دنيا به هم ربط داره اگه جواب يه دونه از سوال هاي بشر معلوم شه راه پيدا کردن
بقيه جواب ها هم پيدا ميشه!!! خوب حالا منظورم چيه؟
حرف من اينه که چيکار کنيم توي اين دنياي پر از دروغ که درست رو نميشه از نادرست تشخيص داد آدميکه خسته شده
وميخواد از زندان دروغ و دورويي فرار کنه چيکار
بايد بکنه؟ چه جوري حقيقتي رو که با نيرنگ
وپستي آلوده شده بشناسه ؟اخه چه جوري
ميشه از اين زندون فرار کرد .
اين تا اينجا باشه تا از يه چيزي بگم
که هنوز وحتي هيچ وقت حقيقتش
معلوم نميشه!!!
اونجا چه خبره؟ تازه شده مثل اينجا!
سيصد وشصت وپنج روز پيش در يه همچين وقت هايي خبري همه دنيا رو پر کرده بود
که هيچ کس نمي خواست باور کنه .از اين جور اتفاق ها هر روز توي دنيا مي افتاد ولي چون جلوي چشم مردم نبود وبه اون اندازه بزرگ نبود کسي بهش توجه نميکرد ولي اين يه کي خيلي فرق داشت هنه مردم به طور مستقيم مردن يه عده آدم که حقشون نبود اين جوري بميرند رو ميديدند. پس نمي تونستند مثل قبل توجه نکنند. ولي باورشون نميشد .من هم باورم نمي شد وقتي تلويزيون رو روشن کردم گفتم :توي اين ساعت عجب فيلم سينمايي گذاشته ولي...
بله حقيقت داشت .انداختن تقسير گردن يه عده عرب پاچه پاره هم حقيقت داشت.بمباران عروسي هاي افغاني ها هم حقيقت داشت.اشک هاي اون زن هم حقيقت .ولي همه اينها به خاطر چي؟ هيچي.براي اينکه يه عده کمي اين وسط استفاده کنند .گرفتن همه دنيا به ريختن اشک هاي يه نفر هم نمي ارزه
بدبخت کردن يه عده آدم چه ارزشي ميتونه داشته باشه کسايي که از هيچ چيزي
خبري نداشتن چون داشتن تلويزون براشون ممنوع بوده
قرباني کردن اين همه خوبي ومعصوميت براي کدوم قدرتي براي مستجاب شدن کدوم دعا؟ واقعا حقيقت کجاست ؟يا چيه ؟انقدر ازش دوريم که نميدونيم چه
جوري صداش کنيم"کجايي بابا"ه