Thursday, September 12, 2002
Wednesday, September 11, 2002
داستان روز
امروز همش خواب بودم اصلا به هوش نبودم واسه همينه که زياد دري وري گفتم
وهنوز هم ادامه داره.عقل آدم که سر جاش نباشه همين ميشه ديگه.
امروز توي صف نانوايي يه خانومه زد توي صف داد زد که بچه کچيکم تو خونه تنهاس غذام رو گازه واز اين جور چيزا 30 تا هم نون ميخواست .من هم نفر سوم بودم ديدم اگه اينجوري پيش بره تا فردا بايد تو صف بايستم .اين که نمي شه!اينجا بود که دوباره اون روي بد جنسيم گل کرد وشروع کردم .نفر جلوييم يه آدم معمولي بود که به نظر هيچ قابل سوء استفاده نبود ولي نفر اول يه سيبيل کلفت داشت. موي فرفري و40 سال سن وهمش جوک ميگفت من هم رفتم جلو تر وشروع کردم به يارو گفتم:
اقا ميبيني شما سه ساعت اينجا وايسادي حالا اين خانوم که 90 سالشه اومده ميگه به من نون بديد بچه کوچيک دارم اين الان کوچيک ترين بچه اش 50 سالشه يارو يه خورده فکر کرد گفت:خوب چيکار کنم ؟ من گفتم:حقتو نذار بخورند شما ماشا... مرد بزرگي هستي(البته از نظر اندازه بزرگ بود)چرا بايد نيم ساعت براي 30 تا نون بربري وقتت تلف شه؟ ديگه خوب يارو داغ شده بود رفت طرف زنه که ديگه مي خواست اولين نونشو برداره گفت خانوم من دهتا نون ميخوام شوما هم نوه تو برفست واست نون بگيره
خلاصه يه جروبحث کوچيک به خاطر من به راه افتاد ماهم اين وسط نونمون رو گرفتيم و زود تر از اونها اومديم بيرون .
ولي اصلا وجدانم ناراحت نيست چونکه اون خانومه حتما دوروغ(دروغ)ميگفت واون يارو هم ازبس جوک بيمزه و حرف چرت توي صف زده بودکه ذاعقه ام حسابي خراب شده بود
خودم کلي بيمزه داشتم ميشدم!!!!خلاصه اينکه حقشون بود.
****************
ولي حالا حسم با ديدن اين فلش خوب شده
چقدر من اين ترانه رو دوست دارم
ميذارمش اينجا ازبس دوسش دارم
" نازنين مريم " با صداي محمد نوري.
وقت اون رسيد بريم به صحرا
...
باز دوباره صبح شد من هنوز بيدارم
کاش ميخوابيدم تورو خواب ميديدم
...
امروز همش خواب بودم اصلا به هوش نبودم واسه همينه که زياد دري وري گفتم
وهنوز هم ادامه داره.عقل آدم که سر جاش نباشه همين ميشه ديگه.
امروز توي صف نانوايي يه خانومه زد توي صف داد زد که بچه کچيکم تو خونه تنهاس غذام رو گازه واز اين جور چيزا 30 تا هم نون ميخواست .من هم نفر سوم بودم ديدم اگه اينجوري پيش بره تا فردا بايد تو صف بايستم .اين که نمي شه!اينجا بود که دوباره اون روي بد جنسيم گل کرد وشروع کردم .نفر جلوييم يه آدم معمولي بود که به نظر هيچ قابل سوء استفاده نبود ولي نفر اول يه سيبيل کلفت داشت. موي فرفري و40 سال سن وهمش جوک ميگفت من هم رفتم جلو تر وشروع کردم به يارو گفتم:
اقا ميبيني شما سه ساعت اينجا وايسادي حالا اين خانوم که 90 سالشه اومده ميگه به من نون بديد بچه کوچيک دارم اين الان کوچيک ترين بچه اش 50 سالشه يارو يه خورده فکر کرد گفت:خوب چيکار کنم ؟ من گفتم:حقتو نذار بخورند شما ماشا... مرد بزرگي هستي(البته از نظر اندازه بزرگ بود)چرا بايد نيم ساعت براي 30 تا نون بربري وقتت تلف شه؟ ديگه خوب يارو داغ شده بود رفت طرف زنه که ديگه مي خواست اولين نونشو برداره گفت خانوم من دهتا نون ميخوام شوما هم نوه تو برفست واست نون بگيره
خلاصه يه جروبحث کوچيک به خاطر من به راه افتاد ماهم اين وسط نونمون رو گرفتيم و زود تر از اونها اومديم بيرون .
ولي اصلا وجدانم ناراحت نيست چونکه اون خانومه حتما دوروغ(دروغ)ميگفت واون يارو هم ازبس جوک بيمزه و حرف چرت توي صف زده بودکه ذاعقه ام حسابي خراب شده بود
خودم کلي بيمزه داشتم ميشدم!!!!خلاصه اينکه حقشون بود.
****************
ولي حالا حسم با ديدن اين فلش خوب شده
چقدر من اين ترانه رو دوست دارم
ميذارمش اينجا ازبس دوسش دارم
" نازنين مريم " با صداي محمد نوري.
وقت اون رسيد بريم به صحرا
...
باز دوباره صبح شد من هنوز بيدارم
کاش ميخوابيدم تورو خواب ميديدم
...
دوست خوبم
امروز يادم افتاد که 3-4 هفته است که نيما رو نديدم
فهميدم آخي دلم براش تنگ شده .
يادت مياد چقدر توي سر وکله هم ديگه ميزديم.
چقدر سر مسائل مهم بشري با هم بحث الکي ميکرديم.
چقدر با هم ديگه ميرفتيم"پنج طبقه" چقدر فيلم ميگرفتيم
حالا همون جورکه دلت ميخواست رفتي شهرتون(دهتون. هه هه هه)
اون ده پر از دود و خوشگل.من چي که هنوز نميدونم مال کجام!!!!
خوش ميگذره؟ اميدوارم تو دانشگاه موقع زيد بازي گير نيوفتي
هر چند از اولش هم اين کاره نبودي. ولي خوب ديگه اونجا
هم داهاتي هات رو ميبيني عقل از سرت ميپره!!!!!
ببخشي ها شوخي ميکنم.خودت ميدوني که من
چه عصاب خورد کني ام(هاهاها).
اين چند وقته هر وقت با علي رفتيم بيرون حسابي جات رو
خالي کرديم!!! کلي هم "روسري ابي "رو ديديم(حالا دوباره غيرتي ميشه)
علي هم ايندفه يه پروژه جديد داره!!!ولي اين پروژه هه کلي فرق
داره کم کم داره سليقش خوب ميشه. توي پروژ داشتن پوز من رو
زده. من که دهنم واز مونده بود. کار داره به جاهاي باريک ميکشه
پروژش قويه!!!!
خودت چيکار ميکني؟چند دفه رفتي استخر؟!!!!!(به من چه)
خلاصه اينکه اينجا جات خاليه ولي من ميدونم که
جاي من توي دهتون(هه هه هه)خالي تره.
راستي يه قرار بزار بريم شمال!!!!!!
قربانت م ح م د