Thursday, October 10, 2002
Tuesday, October 08, 2002
روز جهاني کودک و باقي قضايا...
(به کودکان عزيز و افراد مودب توصيه ميشود به دليل استفاده از کلمات بي ادبي از خواندن اين متن خود داري کنند.با تشکر هيئت تحريريه.م ح م د)!!!!
با تبريک روز جهاني کودک به همه. امروز (شب)جشنواره فيلم کودک اصفهان شروع شد .هرسال حد اقل يه دونه فيلمش رو ميرفتيم با بچه ها ولي امسال فکر نکنم بشه.ازبس دانشگاه داريم موقع برگشتن ازاون بالا سوار سرويس بوديم که آتيش بازي شروع شد.امسال فکر کنم بهتر باشه...
همين امشب تو سرويس من جلو دم در اتوبوس کنار در وايساده بودم چند تا هم کلاسي ها مون هم همون جا وايساده بودند.راديو ماشين هم روشن بود و گزارش گر راديو از يه پير زنه در مورد روز خواستگاريش مي پرسيد بچه ها هم کلي مسخره بازي در اوردن .راننده مون هم يه پير مرد ريشو که قيافش آخر مذ هبي ميزد و خيلي هم عبوثانه رانندگي ميکرد بود.يه بچه ها برگشت بهش گفت حاجي يه نوار بذار بينيم.راننده هم برگشت گفت:الان دم داروخانه واي ميستم!!!!!!!.يه چند دفه ديگم تکرار کرد ما ها هم مي خنديديم که ديگه روش واز شده بود .يه کي ديگه گفت ضبط حاجي از اون نوار ها هم بهش ميخوره!!!!.حاجي يه نوار (نوار ضبط صوت نه اون يکي)نمي دونم از کجاش در اورد گذاشت تو ضبط ولي فشارش نداد که به کار بيفته به پسره که بغل دستش بود
گفت:رفت توش؟!!!! (شما بودين چيکار ميکردين؟)خلاصه ما هم برگشتيم به يارو گفتيم حاجي فشار بده و هرکي يه چيز شعري ميگفت تا خودش نوار رو هل داد توضبط .حالا ما خيال کرديم از اين نوار ابگوشتي هاس ديديم نه اگه گفتي ؟يه مدونا ي قديمي (وه)سرمون درد گرفته بود...
توي پوسان(بوسان) هم که رسما ريديم !!! خوب شما که ميخواستيد به بيت والمال بشاشيد همين جا کارتون رو ميکرديد.ديگه خودتون رو به زحمت نميداختيد .اي ب..تو روحتون!!!کله باباي هرچي مسئول ورزشه!
بنده خدا علي دايي هم پدرش فوت کرده در همين جا بهش تسليت ميگم.
خوب شد امروز که نبود تيم اميد نباخت.
بعضي وقتا لازمه آدم يه کم فحش بده وحرف بد بزنه(بد حرف بزنه )تا شايد سبک بشه.
اخه کر خر کره الاغ مگه من ديروز بهت نگفتم صداشو در نيار ؟اخه چيزم تو دهنت همه برنامه هاي منو که بهم ريختي آدم ... ... ... ... . ديگه به هيچ کدومتون اعتماد ندارم
اگر هم فهميدي که با تو ام و بياي بگي ناراحت شدم همونجا يه دست....
ايشالا بري زير تريلي له بشي .عوضي کثافت(بلد نيستي فحش بدي خوب نده).
لعنت به هرچي د... .
....
من واقعا معزرت ميخوام از دوستاني که اينو خوندن و بدشون اومد ولي لازم بود
شما ببخشيد.
شانزده مهر ماه...
امروز روز جشن مهرگانه .هزاران سال پيش اجدادمون وقتي خرمن هارو درو کرده بودند و
محصول شون رو فروخته واذوقه زمستون رو خريده بودند ومنتظر بودند تا ننه سرما بياد چون خيلي خوشحال بودند ورنگ هاي شاد پاييز و برکت خدادادي اون هارو سرمست کرده بود .و از اونجايي که غصه درس ومدرسه بچه ها وخرج دانشگاه و پوشک بچه وهزار کوفت ديگه اي رو نداشتند يه جشن ميگرفتن که همين مهرگان باشه هم از خدا(اهورامزدا) به خاطر نعمت هاش شکر گذاري ميکردند و هم اينکه چند هزار سال ديگه که زمان ما باشه ديگه نيستند که عذاب بکشن!!!!خوش به حالشون نه ماشيني نه دودي نه سرطاني نه ايدزي راحت راحت برا خودشون کيف ميکردن!!! از خوشي شون بوده که هم نوروز رو جشن مي گرفتن و هم جشن مهرگان وهم چندتا جشن ديگه مثل اول زمستان (شب چله )و ...
خلاصه ابوالبلاگر اعظم هم يه ويژه نامه در مورد 16 مهر داره که به طبع رسونده .
بايد بهش گفت :بابا .اين کاره!
امروز روز جشن مهرگانه .هزاران سال پيش اجدادمون وقتي خرمن هارو درو کرده بودند و
محصول شون رو فروخته واذوقه زمستون رو خريده بودند ومنتظر بودند تا ننه سرما بياد چون خيلي خوشحال بودند ورنگ هاي شاد پاييز و برکت خدادادي اون هارو سرمست کرده بود .و از اونجايي که غصه درس ومدرسه بچه ها وخرج دانشگاه و پوشک بچه وهزار کوفت ديگه اي رو نداشتند يه جشن ميگرفتن که همين مهرگان باشه هم از خدا(اهورامزدا) به خاطر نعمت هاش شکر گذاري ميکردند و هم اينکه چند هزار سال ديگه که زمان ما باشه ديگه نيستند که عذاب بکشن!!!!خوش به حالشون نه ماشيني نه دودي نه سرطاني نه ايدزي راحت راحت برا خودشون کيف ميکردن!!! از خوشي شون بوده که هم نوروز رو جشن مي گرفتن و هم جشن مهرگان وهم چندتا جشن ديگه مثل اول زمستان (شب چله )و ...
خلاصه ابوالبلاگر اعظم هم يه ويژه نامه در مورد 16 مهر داره که به طبع رسونده .
بايد بهش گفت :بابا .اين کاره!