کلمه تر کيب هاي ...!
موهن : اهانت کننده ، وسيله اهانت!
تصوير موهن : تصويري که به اسلام ضربه ميزند
وخيلي بي ادبي است.
***
دهه : ده تا روز پشت هم
دسته ي ده تايي
فجر: صبح علي طلوع ، خروس خون
دم سحر ، وقتي خورشيد مي دمد.
دهه فجر: ده روز پشت سر هم که صبح ها
خورشيد طلوع ميکند ، جشن ملي ايراني هاي
«داخل» ايران.
جشنواره فيلم فجر : بيلاخ گنده.
***
وحدت : وقتي مردم به خيابان مي آيند و خاتمي مثل هميشه،
حرف ميزند ميگويند وحدت ، چيز خوب. توضيح بيشتري ندارد
وحدت ملي : نوعي از وحدت که تو هيچ عطاري پيدا نميشود،
(با شر منگي) گوز گنده.
***
نامه : تکه کاغذي که با آن پيام برند،
امروزه نامه شامل متن نوشته و پاکتي که براي محافظت از نوشته
است و تمر براي اعتبار تا نامه از مبدا به مقصد برود.
روز: از زماني که خورشيد در آسمان طلوع کند
تا وقت غروب آن که هوا روشن است
روز گفته ميشود
روز نامه: نامه اي که روز ها مي آيد
اين اواخر از آن به جاي سلاح استفاده ميشود و
چون براي مردم خطر دارد توسط بزرگ مردان
توقيف ميشود
***
خانه : محل زندگي ، سر پناه
تکان : جنبش ، حرکت ،
ي : نوعي حرف اضافه که هر جايي يه غلطي ميکنه.
خانه تکاني : فعلي که ايراني ها قبل از
سال نو ي شمسي براي تميز کردن
خانه هاي خود ميکنند. زمان حلاکت مردان خانه!
(البت خونه ما اينطوري ها و من هميشه
در ميرم (((: )
***
دانش : علم ، هرچيز اموختني و قابل تجربه.
گاه : پسوند مکان ، مانند:
زايش گاه ، پرورش گاه ، اموزشگاه ، قبرستان.
دانش گاه : محلي که دانش را به گا(ه) ميدهند
يعني گه مالي ميکنند،
گه : چيزي شبيه مدفوع.
***
پشم(پ) : نوعي مو که کمي زبر تر است و بر بدن
گوسفند و شتر و پستان داردان ديگر ميرويد.
به موي زبر که بر بدن ميرويد هم ميگويند
ک:نوعي حرف اضافه که همه جور غلطي ميکند.
پشمک: خوراکي شيرين و مانند پشم و بيشتر سفيد .
***
اينتر : در زبان اينگليش يعني داخل
محل ورود، اسم يکي از تيم هاي سري آ ايتالي.
نت : در زبان اينگليش يعني شبکه
، به تور انداختن ، شبکه دار کردن،
خرج در رفته.
اينترنت : منقل و بافور با زغال خوب و بد توفير نداره، براي
تباه کردن جواني کافيست ، خانه خراب کن
کاليبر بالا ببر ، کشته مرده هاي زيادي داده است.
***
کافي : در زبان اينگليش يعني قهوه
نوعي خوراکي سياه وتلخ که سگ هم نمي خورد
ولي انسان ميخورد و براي دفع سموم مزيد است
نت : رجوع به قبل (همان)
کافي نت: مکاني که در آن کار هاي بي ناموسي
ميکنند ، محل تلف کردن عمر . اگه ديدي
يه تف بنداز و رد شو.
***
وب:در اينگليش يعني بافت ، تار، بافته
لاگ:در اينگليش يعني قطعه اي از درخت،گزارش يک
عمل يا سفر، وارد کردن در سفر نامه.
وبلاگ: بلاي خانه مان سوز، روشي نو در باره نوشتن
بي پير ناسوت،