Thursday, February 13, 2003
يادي از سرعت آي اس پي ها!
چند روز پيش که خونه يکي از برو بچ رفته بودم
چون يه کم غرو قاتي خورده بودم زد به روده بزرگه
دور از جونتون روم به ديوار اسحال شدم اساسي!
رفتيم تو دسشويي خوب که روده مبارک تخليه شد
اومدم آب بريزم کثافت ها بره سيفون دسشويي رو کشيدم
کلي آب اومد ولي لامسب چاه توالت شون گرفته بود!!!
يکي نيست بگه شما که مهمون دعوت ميکنيد چاه توالت تون هم درست کنيد
ديگه! . خلاصه توي سنگ زرد رنگ توالت يک آش کثافتي درست شده بود
حالا من روم نميشد برم از دسشويي بيرون گفتم اگه پشت سر من يکي از
خواهرايي که تو مجلس حضور داشتن بره توالت حسابي واسه من
دست ميگيرن تلافي ضد حال حاي من رو در ميارن
گفتم جهنم صبر ميکنم تا يواش يواش اين آب ها بره پايين...
خلاصه وايسادم بالاي سر چاه توالت عزيز و نگاهم به آب کثافت هاي خودم بود
به جاي اينکه به شکل سنگ توالت و نوع توالت هاي ما ايراني ها فکر کنم
ميدونيد ياد چي افتادم؟....
همين که آب کثافت هاي قهوه اي- سبز داشت يواش يواش تکون ميخورد و
ميرفت جلو يادخط آبي status bar اينترنت اکسپلوئر افتادم وقتي که يه صفحه باز ميکني و صبر ميکني تا با اين خط هاي اينتر نت پرسرعت صفحه بالا بياد و و عوض اون جونت بالا مياد.اين آب هاي توي سگ توالت هم يواش يواش ميرفت پايين و لود ميشد!...
خلاصه وقتي بالاخره از اون تو در اومدم يکي از خوا هر هاي مجلس (همون که که اي که فقط اون ميتونست حال من رو بيگيره ) گفت :به به آقاي ممد خان بالاخره از اون تو دل کند
سيد واسه کدوم مون دعا ميکردي!!!
منظورش رو فهميدم ... ولي خب ديگه
هروقت چاه توالت تون گرفت ياد قرباني هاي سرعت اينترنت در ايران بکنيد
زت زياد
Wednesday, February 12, 2003
ديگه صبرم داره تموم ميشه!!!
از اول ترم ميخواستم تعطيلات ميان ترم زود تر شروع شه
تا زود تر کلي برنامه براي روز هاي فراغت از درس (فارغ شديم اونم دو قلو)
رو زود تر پيدا ده کنم ، حالا همشون وسطاي اين چند روز تموم شده
برنامه هاي تريپ م رو ميگم و اساسي هاش افتاده واسه هفته ديگه
ولي يه چيزي اينکه واسه دره پيتي دانشگاه مون واسه
دختراي املش ، واسه رفيقاي نديدن بديدم واسه برو بچ حسابي
دلم تنگ شده ، واسه اينکه اين ترم ميخوام بخوابونم تو گوش درسا
به جاي ... ، درسا رو بترکونم!!!!!
يه شاعر غريب ميگه : rafti yo raftane to atash nahad bar del ساچ لاو اند يستر دي!
خلاصه اينکه جنگ غريبي در اره دارم که فقط خودم از پسش بر ميام ، يه رفيقي زمزمه ميکرد: zenegi sakhte , bare harfe zoor ziade kesi borde ke... و غيره
خلاصه داستان هاي هيجان انگيز صبر کنيد که دارم ميــــــــــــــــــــام
زت زياد
****
بده من ماچو . هـــــــــــــــــــــــــــــــــان.
کلمه تر کيب هاي ...!
موهن : اهانت کننده ، وسيله اهانت!
تصوير موهن : تصويري که به اسلام ضربه ميزند
وخيلي بي ادبي است.
***
دهه : ده تا روز پشت هم
دسته ي ده تايي
فجر: صبح علي طلوع ، خروس خون
دم سحر ، وقتي خورشيد مي دمد.
دهه فجر: ده روز پشت سر هم که صبح ها
خورشيد طلوع ميکند ، جشن ملي ايراني هاي
«داخل» ايران.
جشنواره فيلم فجر : بيلاخ گنده.
***
وحدت : وقتي مردم به خيابان مي آيند و خاتمي مثل هميشه،
حرف ميزند ميگويند وحدت ، چيز خوب. توضيح بيشتري ندارد
وحدت ملي : نوعي از وحدت که تو هيچ عطاري پيدا نميشود،
(با شر منگي) گوز گنده.
***
نامه : تکه کاغذي که با آن پيام برند،
امروزه نامه شامل متن نوشته و پاکتي که براي محافظت از نوشته
است و تمر براي اعتبار تا نامه از مبدا به مقصد برود.
روز: از زماني که خورشيد در آسمان طلوع کند
تا وقت غروب آن که هوا روشن است
روز گفته ميشود
روز نامه: نامه اي که روز ها مي آيد
اين اواخر از آن به جاي سلاح استفاده ميشود و
چون براي مردم خطر دارد توسط بزرگ مردان
توقيف ميشود
***
خانه : محل زندگي ، سر پناه
تکان : جنبش ، حرکت ،
ي : نوعي حرف اضافه که هر جايي يه غلطي ميکنه.
خانه تکاني : فعلي که ايراني ها قبل از
سال نو ي شمسي براي تميز کردن
خانه هاي خود ميکنند. زمان حلاکت مردان خانه!
(البت خونه ما اينطوري ها و من هميشه
در ميرم (((: )
***
دانش : علم ، هرچيز اموختني و قابل تجربه.
گاه : پسوند مکان ، مانند:
زايش گاه ، پرورش گاه ، اموزشگاه ، قبرستان.
دانش گاه : محلي که دانش را به گا(ه) ميدهند
يعني گه مالي ميکنند،
گه : چيزي شبيه مدفوع.
***
پشم(پ) : نوعي مو که کمي زبر تر است و بر بدن
گوسفند و شتر و پستان داردان ديگر ميرويد.
به موي زبر که بر بدن ميرويد هم ميگويند
ک:نوعي حرف اضافه که همه جور غلطي ميکند.
پشمک: خوراکي شيرين و مانند پشم و بيشتر سفيد .
***
اينتر : در زبان اينگليش يعني داخل
محل ورود، اسم يکي از تيم هاي سري آ ايتالي.
نت : در زبان اينگليش يعني شبکه
، به تور انداختن ، شبکه دار کردن،
خرج در رفته.
اينترنت : منقل و بافور با زغال خوب و بد توفير نداره، براي
تباه کردن جواني کافيست ، خانه خراب کن
کاليبر بالا ببر ، کشته مرده هاي زيادي داده است.
***
کافي : در زبان اينگليش يعني قهوه
نوعي خوراکي سياه وتلخ که سگ هم نمي خورد
ولي انسان ميخورد و براي دفع سموم مزيد است
نت : رجوع به قبل (همان)
کافي نت: مکاني که در آن کار هاي بي ناموسي
ميکنند ، محل تلف کردن عمر . اگه ديدي
يه تف بنداز و رد شو.
***
وب:در اينگليش يعني بافت ، تار، بافته
لاگ:در اينگليش يعني قطعه اي از درخت،گزارش يک
عمل يا سفر، وارد کردن در سفر نامه.
وبلاگ: بلاي خانه مان سوز، روشي نو در باره نوشتن
بي پير ناسوت،