فلش چرت و پرت
قربون اندام ظريفت.
من اينجا نشسته ام و ميبينم تورا که
چه سخت ميگذري از زير ديوار آجري خانه ي مان
در اين عصر خنک و لرزش آور آخر زمستان
تو چه معصومانه تلاش مي کني تا زندگي برايت آسان باشد
چه عشقي در چشمانت است که وجودم را آتش مي زند با اينکه نديدمشان
و اندام موزون و ظريفت که فقط تو را شايسته است
در اين زندگي مشقت بار ياري ات ميدهد .
همان ها که برگ هاي ظريف گل را به يادم مي آورد!!!!
تو اي عزيز تا کي در اين تلاش بي هوده سعي در متوجه کردن ديگران به خود داري؟
با تو ام اي مورچه سياه توي کوچه ي مان
با تشکر، زرشک آب پز.
***
تلفن
اون چيز رو مثل بچه خودش بغلش کرده بود. روي صندلي راحتي نشسته بود
و يه آهنگ واقعاً لايت گوش ميداد. ديگه داشت خوابش ميبرد
داشت قيلوله ميرفت ، در رويا
ميديد که داره با هاش حرف ميزه
داره اون چيز هايي که دلش مي خواد بهش ميگه
داره ازش به خواطر همه بدي هايي که بهش کرده
معزرت خواهي ميکنه. و مرتب صداي اون چيزي که تو بغلش گذاشته بود تو سرش
ميپيچيد... صداش مثل صداي خوندن قناري همسايه بود
توي رويا ها غرق بود که صداي گوش خراشي دو متر از جاپروندش
صداي تلفني بود که حالا از روي پاهاش روي زمين افتاده بود و خرد شده بود
...مفلوک...
با تشکر فراوان ، جوجه فراري.
***
تناقض.
ميدوني، من اگه همه دنيا رو ميگشتم هيچ کس رو مثل تو پيدا نمي کردم
تو مي توني نيمه گمشده هر انساني باشي. نيمه گمشده اي که پاهاش رو زمينه
و از همون هوايي نفس ميکشه که من.
کس ديگه اي نمي تونه جاي تورو تو زندگيم بگيره
و من احمقم که با کثافتي مثل تو آشنام
تو پست ترين کسي هستي که من براي دوستي انتخاب کردم
اگه پاهاي يک گاو روي زمينه پاهاي تو هم رو زمينه
تو مزخرف ترين و عوضي ترين نيمه گمشده هر کسي هستي.
زير تريلي بزي لــــــــــــــه بشي.
مخلص شما، دزد سر گردنه.
***
اي که دوستت دارم کي ميايي.
چون تو نيستي خيلي دلم گرفته. کاش اينجا کنارم بودي
تا دوباره خوش باشيم. حالا که نيستي ديگه به من خوش نمي گذرد
درست است که من نتوانستم درست از تو پذيرايي کنم ولي...
ميداني ، کاش آدم ها بيشتر از چند بار ميمردند
آنوقت مي شد تورا که انقدر دوستت دارم بيشتر بکشم.
اون يک بار کم بود.
سرور شما، قاتل بالفطره
***
وجدان بيدار.
-من يه پسر بچه با تربيت درس خانوادگي و اخلاق خوب
که هيچ وقت حتي کوچکترين خلاف ها را هم
انجام نداده ام و اين به خاطر زحمتيست که پدر و مادر برايم کشيدند
مثل هميشه داشتم از همون راه هميشه که ميرفتم مدرسه
چشمم افتاد به يه چيز مستطيل شکل مشکي رنگ
از روي زمين برش داشتم...
از او روز تا سه هفته همه دوستام نهار چلو کباب مهمون من بودند
ارادتمند ، إندِ بچه مثبت.
***