برو بچ سامن عليکم!
اومديم(باز به تو چه)و منتظر باشيد تا از
شاهکار هاي سفر براتون بگم!!!!
...
سفر...
جريان مسافرت رفتن ما هم کلي جُکه. مثل همه کاراي ديگه مون!!!
و بايد بگم کلي جاي همه تون خالي بود ... اين سفر چند تا نکته داره
که ميگم تا بريم سر مسايل مهم تر.
:: جريان مخالف
ما (خانوده) بعد از گذشتن يک هفته وقتي ديديم کسي از فاميل نيومد اصفهان
(چون همشون اهل شمال رفتن هستند.) و از اونجايي که هرچي آدم بيکار بوده
پاشده اومده اصفهان و هر جا که تونسته (چون هتل ها قيمتشون رو دو برابر ميکنند)
اتراق کرده و توي پارک هاي کنار رودخونه همه جور چادر رنگارنگ ديده ميشد
بعد از اين که اصفهان هم مثل شمال شد و يه کم زيادي بارون ريخت رو سر ميهمانان نوروزي و از اون طرف هم شمال شده بود مثل سيبري و از سرما نميشد اومد بيرون از ويلا!!! پس ما تصميم گرفتيم پاشيم بريم تهران!!!!
::بهترين جا براي مسافرت.
ميدونيد توي فلات مرکزي ايران و براي آدم هاي اين نقطه در پانزده روز آغاز بهار بعد از اصفهان که خيلي جاي خوبي براي گردش گري و حال کردنه بهترين جا براي مسافرت رفتن به تهران بزرگ و دود گرفته است که در تعطيلات نوروز تقريبا نصف جمعيتش ميرن مسافرت!!! و ديگه دود گرفته و شلوغ پلوغ نيست...
تقريبا جاي قابل تحملي ميشه ، ما هم که همه فاميل اونجان!!!
پس ما ها که تو شهرايي مثل اصفهان و يزد و شيراز و همدان و ... بقيه جا هاي مهمان پذير توي ايام عيد بايد پاشيم بريم تهران تا شهر به اون گندگي خالي نمونه.(البته شمالي ها نبايد اين کار رو بکنند چون اون ها همه درامد يک سالشون رو بايد توي اين دو هفته در بيارن.)
من چند نفر رو ديدم که بخاطر تنفس هواي تميز تهران راهي بيمارستان شده بودند
براي کمک به هم نوع هامون هم که شده بريم يه کم براشون دود کنيم.
امسال که گذشت سال ديگه.
::ديدار.
از همه مهم تر اينه که ما رفتيم مسافرت تا دوست و آشنا و فاميل رو ببينيم
کساني که شايد در طول يک سال و شايد هم دو سال نشه ببينيم شان
همه تو اين دو هفته ميرن مسافرت تا از فاميل و دوست آشنا فرار کنند(همه که نه)
خلاصه اين که همه رو ببيني و خاطره هات تازه بشه و ...
::رانندگي.
قشنگ ترين جاي مسافرت اين بود که من اولين رانندگي خارج از شهر رو تجربه کردم
خيلي حال داد... اصلا توي جاده روندن يه جور ديگه است ، يه حال ديگه داره
خيلي با توي شهر فرق داره... يه کم هم اخلاق ادم و فکرش رو عوض ميکنه
براي من که اين جوري بود. و تازه 140 تا بايه سپند پي کي خيلي حال ميده.
ولي بد ترين قسمتش هم رانندگي توي تهران بود.روندن توي اون اتوبان هاي غرو غاتي که سرو ته نداره خيلي خف بود ديگه اينکه من فکر ميکردم اصفهان افتضاح ترين جا براي رانندگيه ولي تهران وقتي بي ترافيک باشه راننده هاش دست کمي از اصفهاني ها ندارند.
:: و ...
آخرش اينکه اين بهترين تهراني بود که رفته بودم هيچ وقت توي نوروز تهران نرفته بودم که رفتم و سفر پر باري بود :)) از همه نظرات و جوانب موجود و غير موجود
هان راستي اون برق رفتنه دوازده فروردين هم خيلي با حال بود همه تهران تاريک بود مثل بيشتر استانهاي ديگه ... مث که فقط اصفهان و شيراز برق داشتند!!!
ولي وضعيت ما هم جالب بود توي آپارتمان در طبقه نهم يه ساختمان و پنجاه نفر آدم ما برو بچ هي بزرگترا رو ميترسونديم که واي جنگ شده .الان يه موشک مياد
و از اين چيزا ، يکي شمع ها رو خاموش ميکرد يکي جيغ ميزد خلاصه کاري کرديم که پاشدن برن تو خونه هاشون!!! حالا همه نه طبقه بايد از پله ها ميرفتند پايين
ها ها خيلي با حال بود
و چيز هاي ديگه اي هم هست که به دلايل امنيتي از گفتن آن خودداري ميکنم ، هه هه.
ولي ميگم شيراز آب و هواش بهتر بوده، نه؟