Monday, April 07, 2003


اهميت بوس کردن
يا ببين چطور ماچت ميکنم
!

بعد از اون همه وقت که مقاله علمي ننوشته بودم ، يه لحظه به مخم زد يه چيزي در اين رابطه به اي مهمي بگم. خب ميگم ديگه...

خب يکي از کار هايي که در وابط اجتماعي انسان ها کار برد داره بوس کردنه
خيلي وقت ها علاقه ها رو بيشتر ميکنه دوستي ها رو محکم تر ميکنه و جاده ها! رو باز ميکنه و البته يه کار دونفره و بيشتره و هنوز تو مخلوقات خدا آدم ها نتوستند خودشون رو ماچ کنند و لذت ببرند و عقل شون هم سالم باشه.
توجه داريد که ما چند نوع بوس يا بوسه داريم ، تقريبا سه نوع.

يک: بوس روي گونه يا همون لپ؛ يعني لب هاي يک نفر روي لپ طرف مقابل قرار ميگيره و اکثرا دو طرف با هم اين کار ور ميکنند و حالت ملايم ترش گذاشتن گونه ها روي هم ديگه است که يه کم سوسوليه ولي لازم، که البته به دليل نرم بودن لپها خيلي کار با حاليه.
و البته بايد مواظب باشيد روي جوش هاي طرف يا رو خال هاش بوسه نزنيد که حال تون گرفته ميشه.
اين نوع بوسه رو ميشه در هر زمان و براي هر دو جنس در هر سني به کار برد
البته درجه داره مثلا اگه پدر بزرگتون رو ماچ ميکنيد لبهاتون رو محکم رو گونه هاش بذاريد و با صدا مووووچ. ولي اگه براي اولين بار يه دختر خانوم رو که زياد هم صميمي نيستيتد مي بوسيد فقط لپ تون رو روي لپش بذاريد و با صداي خفيف لب ها تون صداي موچ رو در بياريد نه اين که همون اول کار بري سراغ لب هاي طرف دهنش رو بگاهي!
اگه کسي که ميبوسيدش بزرگتر از خودتونه شما روي لپ هاش بوسه بزنيد و اگه شما بزرگتريد اجازه بديد اون شمارو ببوسه...و وقتي توي جمع برو بچ هستيد هر گندي خواستيد به صورت رفيقتون بزنيد محدوديت نداره.

دو:بوسه بر پيشاني که يک نفر لب هاش رو وسط پيشاني طرف ميذاره و بيشتر برتري بوسه زننده رو ميرسونه و کار من و شما نيست بذاريد وقتي سن تون رفت بالاي هفتاد نوه هاتونرو اين جوري ماچ کنيد و براشون دعا بخونيد!
البته يه کاربرد بهتري هست که اگه يه وقتي دوست دختر يا پسر يا همسر تون قفل دلش رو باز کرد داشت هرچي تو دلشه از علاقه اش به شما و از درد هايي که کشيده برا تون حرف ميزنه در يه صحنه کاملاً رمانتيک در حال نوازش موهاش رو پيشانيش بوسه بزنيد تا حواسش پرت شه کمتر خالي ببنده.

سه: اصل کاري بوسه روي لبه! يعني دو طرف لب هاشون رو روي هم ميذارند و ميتونه با حرکات بيشتري هم باشه مثل رد و بدل زبون و آب دهن بازي که اگه حرفه اي نباشيد ممکنه خراب کاري بکنيد.
با حال ترين بوس کردن که بيشتر بين کساني که زيادي هم ديگه رو دوست دارند کاربرد داره و البته در هر موردي واردي مي خواد.
اگر يه پدر چهل ساله هستيد که يک دختر هفت هشت ده ساله داره و هوس کرديد لب هاي دختر تون رو ماچ کنيد بايد خيلي آروم طوري که امکان کمترين تحريکي باشه روي لب هاش رو ببوسيد !!! دختر خودتونه ميتونيد هر کاري باهاش بکنيد ولي نمي خواهيد که بعدا چيزي غير از دختر خوب باشه!
ولي ... وقتي ... اوووف ...اي بابا...
وقتي يه دختر- پسر که يا با هم دوستند يا همسر همديگند ديگه حرفي براي گفتن ندارند و ديگه کاري غير از نگاه کردن تو چشم هاي هم ديگه ندارند بهترين کار استفاده از اين نوع بوس کردنه اون وقته که ...
خلاصه بهتره که شک نکنيد که ممکنه دفعه بعدي وجود نداشته باشه و خجالت کشيدن گناه بزرگتريه.نه؟
توي اين لب دادن ها گرفتن ها يه ماچي داريم به نام فرنچ کيس! يه بوسه ي لبي عميق!!! حالا عميقش چيه ديگه ميگم براتون( بابا شما که همتون اين کاره ايد که من واسه چي دارم زور ميزنم) عميقش اينه که وسيله بوس کردن از لب ارتقا پيدا ميکنه به زبون و حلق و آب دهن و دندون و ديگه هرچي دم دستت مياد بکن تو دهن طرف که که ديگه از اين چيزا گيرت نمياد!!! و توصيه من براي خوش مزه کردن بوسه تون يه کم خمير دندون قبل از انجام عمليات روي زبونتون بذاريد يا آدامس اکاليپتوس و البته از خوراکي هاي ديگه هم استفاده ميکنند... و اگر دو طرف سيگاري هستيد بهترين موقع وقتيه که هر کدوم سيگار رو روشن کرديد و چار پنج تا پک هم زديد اون موقع چون بزاق دهان خيلي زياد ميشه بوسه عميق خيلي حال ميده !!!!
و البته بعضي ها هم پيدا ميشن که با شنيدن و خوندن اين چيزا فرهنگ سطح پايين و مرتجع خودشون رو نشون ميدن ميگن:« ا َيي.»
انگار طرف اومده توي دنيا که دو روزه ي دنيا رو فقط بگوزه و بره ، آخه آدم گوزو چرا از امکاناتت استفاده نمي کني بعد اون دنيا ميگه: خدا امکاناتم کم بود !

خلاصه اين که حيف بيـــــد ، از دست نداده بيده ... لـــــق وزنه؟

و چهار : بوسه بر جا هاي ديگه بيشتر براي کار هاي حساس و زمان هاي حساس به کار ميره و کاربرد قوي تر و استراتيژيک تري هم داره ، که ديگه چون براي زير هيجده ساله ها خوب نبيده که ما اون بوسه ها رو بگيم پس نمي گيم که بعد مردم نگن مگه خودت خوار مادر نداشتي بچه مردم رو چيز بار آوردي!!! از اين کارا ما نبکوليم.

ديگه ببخشيد من اينارو براي اونايي گفتم که بلد نبيدن بوس چي چي بيده
سروران من که همشون وارد بيدن. نظر هم يا دتون نره بديد... توضيح بيشتر هم خواستيد ميديم ها.

قربون شوما محمد هندونه پشت کوهي چهار سال و نيمه از پشت اون کوه
زت زيات.

Sunday, April 06, 2003



يه کاري بکن .

يه نقاشي بکش ، ولو دري وري
يه شعر بگو ، ولو خل خلي
يه آوازي بخون ولو من من کنون
يه شونه بردار و سوت بزن با اون
شلنگ انداز برقص توي آشپزخونه تون.
چه ميدونم - به هر حال يه کاري بکن
يه چرت و پرتي از خودت توي دنيا باقي بذار،
يه چيزي که قبلا وجود نداشته به وجود بيار.


رفاقت

من يه راهي پيدا کرده م که آدم رفقاش رو تا ابد نگه داره
خيلي ساده س رد خور هم نداره
من بهت ميگم الّا و بلّا چيکار کني ،
تو هم بي چون و چرا اجرا کني !


نوري در اتاق زيرشيرواني ؛ شل سيلور استاين.

Thursday, April 03, 2003


برو بچ سامن عليکم!
ما رفته بوديم مسافرت (به شما چه)و همين حالا
اومديم(باز به تو چه)و منتظر باشيد تا از
شاهکار هاي سفر براتون بگم!!!!
...



سفر...

جريان مسافرت رفتن ما هم کلي جُکه. مثل همه کاراي ديگه مون!!!
و بايد بگم کلي جاي همه تون خالي بود ... اين سفر چند تا نکته داره
که ميگم تا بريم سر مسايل مهم تر.

:: جريان مخالف
ما (خانوده) بعد از گذشتن يک هفته وقتي ديديم کسي از فاميل نيومد اصفهان
(چون همشون اهل شمال رفتن هستند.) و از اونجايي که هرچي آدم بيکار بوده
پاشده اومده اصفهان و هر جا که تونسته (چون هتل ها قيمتشون رو دو برابر ميکنند)
اتراق کرده و توي پارک هاي کنار رودخونه همه جور چادر رنگارنگ ديده ميشد
بعد از اين که اصفهان هم مثل شمال شد و يه کم زيادي بارون ريخت رو سر ميهمانان نوروزي و از اون طرف هم شمال شده بود مثل سيبري و از سرما نميشد اومد بيرون از ويلا!!! پس ما تصميم گرفتيم پاشيم بريم تهران!!!!

::بهترين جا براي مسافرت.
ميدونيد توي فلات مرکزي ايران و براي آدم هاي اين نقطه در پانزده روز آغاز بهار بعد از اصفهان که خيلي جاي خوبي براي گردش گري و حال کردنه بهترين جا براي مسافرت رفتن به تهران بزرگ و دود گرفته است که در تعطيلات نوروز تقريبا نصف جمعيتش ميرن مسافرت!!! و ديگه دود گرفته و شلوغ پلوغ نيست...
تقريبا جاي قابل تحملي ميشه ، ما هم که همه فاميل اونجان!!!
پس ما ها که تو شهرايي مثل اصفهان و يزد و شيراز و همدان و ... بقيه جا هاي مهمان پذير توي ايام عيد بايد پاشيم بريم تهران تا شهر به اون گندگي خالي نمونه.(البته شمالي ها نبايد اين کار رو بکنند چون اون ها همه درامد يک سالشون رو بايد توي اين دو هفته در بيارن.)
من چند نفر رو ديدم که بخاطر تنفس هواي تميز تهران راهي بيمارستان شده بودند
براي کمک به هم نوع هامون هم که شده بريم يه کم براشون دود کنيم.
امسال که گذشت سال ديگه.

::ديدار.
از همه مهم تر اينه که ما رفتيم مسافرت تا دوست و آشنا و فاميل رو ببينيم
کساني که شايد در طول يک سال و شايد هم دو سال نشه ببينيم شان
همه تو اين دو هفته ميرن مسافرت تا از فاميل و دوست آشنا فرار کنند(همه که نه)
خلاصه اين که همه رو ببيني و خاطره هات تازه بشه و ...

::رانندگي.
قشنگ ترين جاي مسافرت اين بود که من اولين رانندگي خارج از شهر رو تجربه کردم
خيلي حال داد... اصلا توي جاده روندن يه جور ديگه است ، يه حال ديگه داره
خيلي با توي شهر فرق داره... يه کم هم اخلاق ادم و فکرش رو عوض ميکنه
براي من که اين جوري بود. و تازه 140 تا بايه سپند پي کي خيلي حال ميده.
ولي بد ترين قسمتش هم رانندگي توي تهران بود.روندن توي اون اتوبان هاي غرو غاتي که سرو ته نداره خيلي خف بود ديگه اينکه من فکر ميکردم اصفهان افتضاح ترين جا براي رانندگيه ولي تهران وقتي بي ترافيک باشه راننده هاش دست کمي از اصفهاني ها ندارند.

:: و ...
آخرش اينکه اين بهترين تهراني بود که رفته بودم هيچ وقت توي نوروز تهران نرفته بودم که رفتم و سفر پر باري بود :)) از همه نظرات و جوانب موجود و غير موجود
هان راستي اون برق رفتنه دوازده فروردين هم خيلي با حال بود همه تهران تاريک بود مثل بيشتر استانهاي ديگه ... مث که فقط اصفهان و شيراز برق داشتند!!!
ولي وضعيت ما هم جالب بود توي آپارتمان در طبقه نهم يه ساختمان و پنجاه نفر آدم ما برو بچ هي بزرگترا رو ميترسونديم که واي جنگ شده .الان يه موشک مياد
و از اين چيزا ، يکي شمع ها رو خاموش ميکرد يکي جيغ ميزد خلاصه کاري کرديم که پاشدن برن تو خونه هاشون!!! حالا همه نه طبقه بايد از پله ها ميرفتند پايين
ها ها خيلي با حال بود
و چيز هاي ديگه اي هم هست که به دلايل امنيتي از گفتن آن خودداري ميکنم ، هه هه.

ولي ميگم شيراز آب و هواش بهتر بوده، نه؟