چيز هاي عجيب غريب اين تو مي نوشتم.حالا دوباره شدم همون محمد هميشگي.همون مارمولکي که بودم. هميشه خوبه که آدم هي عوض بشه ،بافصل ها با ماه ها وبا روز ها.نه اينکه خودش رو فراموش کنه نه.يعني اينکه توي پاييز
که تابستون تموم شده و همه طبيعت رنگ ووارنگه، ما هم سعي کنيم ادم هاي رنگيي بشيم.يعني همه کاري بکنيم همه جور کار خوب از همه رنگ واگه بلد نيستيم خوب کار بد بکنيم.بالاخره بايد يه کاري بکنيم تا دلمون واسه بهار! تنگ نشه(حالا دوباره بعضي ها ميگن بهار کيه!).بعد توي زمستون فقط سياه وسفيد باشيم يا خوب باشيم يا بد هرچي که هست خودمون باشيم.قشنگه نه؟(ديوونه)توي بهار (منظورم فصل بهاره)ما هم با گل ها ودرختا سبز بشيم ، بزرگ بشيم برسيم به آسمون.(خل)تابستون که مياد ما ديگه آدم هايي خوبي شديم توي گرما عرق ريختيم وبدي هامون هم با عرق ها رفته تا دوباره پاييز بياد وما شيطوني بکنيم.(يکي زنگ بزنه به تيمارستان بيان اينو ببرند)!!!!!
، شنيدم که کسري موحد هم توي لندن مرده. البته تا حد شايعه بود ولي شايعه اي که حالا تاييد شده .خودکشي .من از خود کشي بدم مياد تنم ميلرزه.ولي به کسي که جرئت اين کار رو بخودش ميده احترام ميذارم.همون جور که از ادم هايي که خيلي زود از مسئوليت زندگي کردن فرار ميکنند بدم مياد.پارادکس عجيبيه.خب وقتي ديگه زندگيي براي زندگي کردن نمونه وقتي جاي نفس کشيدن نداشته باشي دلت ميخواد که ديگه اينجا نباشي...اين رو از من نشنيده بگيريد.
شنيدم چند وقت ديگه مخابرات کارت هاي اعتباري از همه نوع واز هر مدلي ميفروشه.
تازه کارهاي ديگه اي هم ميخواند بکنند .و امار دادند که جمعيت کاربران اينتر نتي تا پايان برنامه سوم به ده مليون نفر ميرسه( گوز ).مگه اينکه خودتون بگيد .باندي که براي استفاده از اينترنت راه انداختيد هيچ شرکتي تا حالا نتونسته ازش استفاده کنه اون وقت ده مليون.(بيلاخ)اگه توي همه کارمون اين همه پيش رفت داشته باشيم قبل از برنامه سوم بايد به آلمان برسيم!!!!باباي من هنوز داره قست وامي رو که براي خريدن کامپيوتر گرفته بود ( ازدوسال پيش تا حالا)ميده!!!!!
خب امروز شنبه ست از فردا دوباره من بايد برم دانشگاه و ديگه خبري از پابليش
خزعبلات من نيست از همه اون هايي که به اين کلبه خرابه(يا ميوه گنديده)ما
مياند وچراغ اين خونه رو روشن ميکنند ممنونم.قربون همتون برم(تارفه ها).
من شرمنده همه اون هايي هستم که وقتي به اينجا ميان وميبينند که وبلاگم بخش نظر سنجي نداره وناراحت ميشند که نمي تونند فحش بدن وبرن،تو رو به جان عزيزت منو ببخش .راستش هي تنبليم مياد نظر سنجي وبلاگ رو راه بندازم .کاش ما هم اينجا پارتي داشتيم.اونوقت نونمون تو روغن بود.
بي خيل، حالا اين مقاله صد در صد علمي رو داشته باشيد تا هفته بعد.
اتومبيل،خودرو،ماشين!
اين دوسه تن آهن پاره (ماشين) که همه کار هاي معمولي مارو توي اين دنياي پر سرعت راه ميندازه واقعان که چيز خوبيه( إ ).حالا از هر نوعي که ميخواد باشه حتي اتومبيل ايراني که کشور هاي آفريقايي هم بفرستي براشون پس ميفرستند.
ولي توي دوره زمونه ما اگه ماشين نداشته باشي همه کارات لنگ ميمونه حتي اگه شده يه پيکان 47 بخر ولي نخوا که با تاکسي بري خريد کني.
شب جمعه ات هم همون پيکان لکنتي راه ميندازه که براي تيکه هاي اين دوره زمونه پيکان با الگانس زياد فرقي نداره اصل مطلب تو شلوار شما برادر عزيزه.
(زود رفتم سراغ اصل مطلب ميخواستم از تاريخچه ماشين براتون بگم ولي به ...مم!!)
حالا چرا دارم واستون روضه ميخونم(مي نويسم). براي اينه که آقاي پدر تحديد کرده که ميخواد ماشين مون رو بفروشه زمين بخره تا ارزش افزوده داشته باشه.من بهش ميگم پدر جان تا اينجا از اين کار ها نکردي خوب حالا که نوبت حال و حول ما شده مي خواي با ما اين جوري کني.بهش ميگم شما سال 60 پيکان صفر خريدي بعد فروختي 57 هزار تومن باهاش زمين نخريدي حالا ماشين نازنين رو که ما داريم با هاش آخرت آباد ميکنيم(خراب ميکنيم) مي خواهي بفروشي.خلاصه جريان از اين قراره که من دارم اين غم نامه ماشيني رو مينويسم.البته دوستان نگران نشيد باباي ما هر چند وقت يه بار از اين تريپ هاي تجارتي ميذاره ولي بعد يادش ميره....خدا ميدونه!
برگرديم سر مقاله.بله آقا يا خانوم اين اتومبيل ميتونه همه چيز يه نوجوان باشه حتي جاي دوست دختر رو هم براش پر مي کنه(خالي نبند).خيلي ها وقتي پير ميشند ياد ماشين خريدن و گواهينامه گرفتن ميفتند يادم نميره پار سال چقدر سر به سر پير مرد هايي که ميامدند گواهي نامه بگيرند ميذاشتيم.ولي ديگه خيلي دير شده .
تا حالا امتحان کرديد که وقتي با ماشين ميريد سر قرار با وقتي که با تاکسي ميريد چه قدر فرقشه.چقدر طرف يه جور ديگه نگاتون ميکنه وقتي با عينک دودي از پشت فرمون براش دست تکون ميدي ومياد سوار ميشه وديگه مثل وقتي که با تاکسي ميري سرتون غر نمي زنه.!!! تازه کارتون هم سريع تر پيش ميره.
(البته من خودم از اين کار ها بلد نيستم و اصلا" بهم نميخوره شما که خودتون ميدونيد سر به زير تر وپاک تر از من پيدا نميشه.من فقط از دوستان شنيدم خودم که اين کاره نيستم!!!!!)
خلاصه اين تازه يه کار بردشه تا حالا با ماشين رفتيد نون بربري بخريد.شايد رفته باشيد ولي حتما به اندازه من کيف نکرديد چون از نون بربريي ما که نون نخريديد که.(ها ها ها)
چون نون بربريي ما يه جاي خاصيه!!!!
تا حالا پاچه هاتون رو زديد بالا و با رکابي دم در خونه ماشين شستيد اون هم موقعي که اموزشگاه زبان بغل خونه در حال تعطيل شدن کلاس هاشه واتفاقا همشون دخترند نميدونيد اين کار در روز هاي بعد از انجام اين کار بهتون کمک ميکنه تا بهتر در جهت اهداف شوم وپليدتون حرکت کنيد!!!!
والا به خدا من از اين کارا نمي کنم ها فقط دارم حرفش رو ميزنم.
تا حالا جلوي پاي يه تيکه که يه جاش ميخواريده ترمز کرديد و وقتي خواسته در ماشين رو باز کنه بايه تييک -آف طرف رو قال گذاشته ايد .نميدونيد که چه حالي ميده .
اگه دوست داريد ميتونيد که فکر کنيد که من اين کار رو امتحان کردم.
حالا اين: تا حالا با ماشين در حال حرکت سعي کرديد که مخ راننده ماشين بغلي که اتفاقا برا خودش تيکه ايه بزنيد و بعد....اون هم در حال حرکت .نه پشت چراغ قرمز که کاري نداره.در حال حرکتش هم آسونه کافيه هي از طرف سبقت بگيريد وبعد بريد سمت راست خيابون يواش کنيد تا طرف بياد از شما سبقت بگيره از زدن برف پاکن وچراغ هم خوداري نکنيد ها و با چشماتون هم کار کنيد حتما اگه طرف اهل حال باشه موفق ميشويد.
خلاصه آقا يا خانوم، براي همينه که بابا تون براتون ماشين نميخره يا ماشين خودش رو راحت نمي ده دستتون .پس وقتي که تنها نيستيد وشما با خانواده يه جايي ميرويد وشما هم پشت فرمون نشسته اي سعي کنيد که 50 تا بيشتر نريد که خيال خانواده از بابات شما راحت بشه پشت چراغ قرمز توي ماشين هاي مردم نگاه نکنيد که به پاکدامني تون شک نکنند و هيچ وقت صداي نوار رو توي ماشين بلند نکنيد تا مجوز دايم استفاده از خودرو رو بگيريد .اون وقته که مثل من با خانواده وبي خانواده تون زياد فرقي نميکنه!!!!
ما که ديگه پته مون افتاده رو آب.از ما ديگه گذشته فيلم بازي کردن.
فکر نون باشم که خربزه آبه.ماشين رو بگو ميخواد بفروشه[گريه ي شديد...]
زت زياد.