اين چند روزه خيلي به «وبلاگ» و «بلاگ بازي» فکر کردم
به اينکه «نوشتن وبلاگ» چه چيزي برام داشته ، چقدر سود
کردم يا چقدر ضرر دادم.از همه نظر بهش فکر کردم، حتي توي
توالت که بيشتر يه مسأله فيزيک يا يه "حد" رياضي حل مي کردم
به جاش به وبلاگ و «وبلاگم» فکر کردم.
يادم اومد :
نما ينده مدعي العموم:
متهم رديف اول سيد محمد .ک .معروف به سيد، ممدي هنو برينا،و...
به جرم درست کردن وبلاگ
و اخلال در نظم عمومي ، حمله و غارت درياي خزر(جيب پدر)
و اعمال خلاف شئونات اسلامي و به کار بردن بيش از حد کلماتي که
بايد به جاي آنها نقطه چين(...) ميگذاشت وکمتر گذاشت.
همچنين دخالت در اموري که به او مربوط نميشد، بر طبق
ماده دوهزار چار صدو بوق قانون مجازات مدني و تبصره ماده واحده
سيصد و چهل هزارو شيپور قانون دادگاهاي عام
مصوب سال هزار دويست و طبل! و همه
قوانين مربوط به دادگاه خانواده! از آن داد گاه محترم تقاضاي
اشد مجازات را براي متهم داريم . همچنين متهمان رديف دو الي آخر!
قاضي : خب دادخواست مدعي العموم رو شنيديم از متهم در خواست مي شود در جايگاه حضور يا بند...
همچنان قاضي: آقاي محمد.ک آيا اتهام هاي وارده را قبو دارييييد؟
سيد: [سکوت]
قاضي :دوباره مي پرسم، قبول داريد؟
سد ممد:[سکوت]
قاضي براي بار سوم سوال ميکنم، قبوله؟
ممد: با درخواست تخفيف در مجازات ، بـ...ـعـ...لـ...ـه!
قاضي : خب پسرم! براي دادگاه تعريف کن چي شد که به اين راه کشيده شدي؟
آيا از قبل ضمينه براي اين اعمال شنيع در تو به وجود آمده بود يا نه؟
متهم: راستش آقاي قاضي من از اولش نمي خواستم اين جوري بشه که
اون اول همش من بودم و ياهو مسنجر...
قاضي:[!!!!]
متهم:بعد يه هو چشمم افتاد به چنتا وب پيج که همش نوشته بود بيشترش نوشته
بعضي هاشون هم عکس داشتن... بعضي هاش هم نامردا چيز هاي قشنگ قشنگ مينوشتند. با خوندن بعضي هاشون من يه جوريم ميشد.يه چيزيم وول وول ميشد
قاضي همچنان:[!!!!!!!!!!]
متهم:بعدش با خوندن راهنماي يه شخصيت خود فروخته و مزدور که با دلارهايي که توي
روزنامه هاي خود فروخته گرفته بود رفته بود خارج برا خودش عياشي ميکرد و با هم فکري هيچ کس و به خاطر يه « جنون آني» تصميم به درست کردن وبلاگ گرفتم
قاضي : خب!!!!!!! إدامهَ بديييييد...
متهم: بله آقاي قاضي همين کارو ميکنم.بعد چون کسي من رو نمي شناخت و تعداد
محدودي هم از وبلاگم بازديد ميکردند و من هم ديدم که کسي که کاري به کارم نداره
گفتم حالا که اينطوره من هم هرچي دلم بخواد ميگم ....اونوقت بود که شروع کردم به نوشتن ، هي مينوشتم ، به اندازه همه انشا هاي عمرم به اندازه همه مشق هايي که تو دبستان از روي کتاب فارسي مينوشتيم به اندازه همه حرف هايي که بايد ميزدم ولي نزدم ... فقط مينوشتم و حتي يه بار ديگه نمي خوندم که ببينم غلط املايي داره يانه!
فقط مينوشتم و نمي خواستم يه کم واستم و به پشت سرم نگاه کنم با اينکه دو ماهه که دارم مينويسم و فقط 750 بار صفحه وبلاگ من باز شده ولي باز هم نا اميد نشدم با اينکه چند وقط پيش آرشيوم خود به خود پاک شده باز هم روم کم نشد و اگه بتونم ديگه برام فرق نداره روي ديوار روي زمين روي هوا با انگشتام باز هم مينويسم تا وقتي که يه دست پشمالو گلوم رو فشار ميده من فقط مينويسم و مهم نيست که چي باشه يا چه اسمي روش بذارند! آخرش سياسي بشه يا بهش بگن اينام ک*شعره! يا بگن: يارو
غير خزعبل چيز ديگه اي بلد نيست. يا بگن: بچه اول دماغت و بکش بالا....
نماينده مدعي العموم: جناب قاضي توجه دارند که متهم خودش آر شيو اون سايت معجول رو پاک کرده که مدرک دست من که منادي حقوق مردم هستم نده
متهم: آقاي قاضي شما اشتباه مي کنيد نوشته هاي من نسبت به سه -چهار هزار وبلاگ فارسي ديگه اي که توي شبکه موجود هست خيلي معمولي تر، خصوصي تر، کم بيننده تر، ساده تر، معمولي تر، بودن سياست زدگي ، بدون حرف هاي رکيک نا بجا، بدون توهين مستقيم به کسي ، اصلا من فقط استفاده شخصي ميکردم ازش
اين کار مدعي العموم مثل اينه که يه نفر رو به جرم گوزيدن تو توالت خونه ش محکوم کنند.
قاضي: حرمت دادگاه رو حفظ کنيد آقا
متهم: نه خير آقا اصلا کار ماها از بيخ خرابه چه اشکالي داره خب مگه شما
خودت نمي گوزي! مگه حرف زدن از يه عمل طبيعي براي توضيح و تفهيم مطلب
جرمه؟ شما نکنه از اون هايي هستيد که فقط ميچسيد ! و بعد ميذاريد گردن بچه تون!
...
قاضي:[با فرياد]بسه آقا . تموم کنيد اين گوزنامه تون رو وگر نه همين حالا حکمتون رو ميدهم دستون اعدام شيد ما هم راحت شيم!
متهم: چشم آقاي قاضي هرچي بزرگ ترا بگن.
قاضي: حالا يه کم از سوء استفاده هاتون از وبلاگتون بگيد
هدفت چي بود ؟... چه چيزي رو مي خواستي ثابت کني؟
چه کمبودي داشتي؟...بگو ، همه رو بگو بابا جون
متهم:راستش، من ديدم همه جوون ها مثل قوم مغول حمله کردند
به بلاگر و پرشين بلاگ براي درست کردن وبلاگ ، مثل گل نرگس!
همه شون دارند گل ميدند... همه نسل سوم ميخواستند که خودشون رو ثبت کنند
فريادشون که ما مثل نسل اول نيستيم ما اون تصميمي که نسل اول برامون
گرفته دوست نداريم و لازم نبود که عينا" همين جمله ها رو بنويسند
همين که مينوشت : وقتي ديشب تو يه پارتي کلي حال کردم فکر ميکنم به خدا نزديک تر شدم.!!! اين يعني همه حرف هاي اون بالا.لازم نبود که حتما" بگه من ديگه خسته شدم من دوست ندارم اين وضع رو فقط کافي بود قصه مدرسه رفتن اون روز صبحش رو توي وبلاگ کوچيکش بنويسه اون وقت معلوم ميشد امنيت توي ديکشنري ما
يعني « کشک» ... همين.
قاضي: متهم لطفا" توجه کن شما در مورد اتهامت صحبت کن
نيومدي اينجا ميتينگ سياسي بدي که!!!! در مورد اتهاماتت حرف بزن
مثل غارت جيب پدرت!!!
متهم: قبول ندارم. کله باباي همه تون !کل پابليش کردن يه مطلب و پيدا کردن يه عکس مناسب براش اون هم اگه لازم باشه اگه خيلي طول بکشه بيست دقيقه اس که از نظر پولي خيلي کم ميشه ولي اگه بخواي کار بد بکني بيست ساعت مقدمه چيني ميخواد... خونه خالي شه .وسايل داشته باشه ، بچه ها باشند ، طرف سر موقع بياد و... يا اگه بايه دختر دوست شدي بايد هفته اي دوبار بري بيرون پول يه نسکافه اندازه دوساعت اشتراک اينترنته!!!!!
قاضي: خب در مورد استفاده از کلمات رکيک و گذاشتن نقطه چين جاي اونها
متهم(در حالي که از عصبانيت لبو شده!): به جهنم من ديگه حرفي ندارم
به گزارش خبر نگار هندونه پرس مشاجره به حدي بالا ميگره که متهم از دست
ک* گويي هاي آقاي قاضي محترم شرت آقاي قاضي رو ميکنه مزاره سرش و همين کار رو با مدعي العموم هم ميکنه... خبر نگار ما ادامه ميده که مأمورين دادگاه از فرط وخيم شدن اوضاع مدتي بود که محل دادگاه رو ترک کرده بودند پس متهم حسابي از خجالت قاضي و ديگران در مياد و بعد از مدتي درگيري در ساعت دو و سي و شش دقيقه توسط
گارد ويژه پليس دستگير و به زندان منتقل ميشود.
منابع آگاه خبر ميدهند که وي احتمالا تا فر دا آزاد ميشود .
رسانه هاي غربي با تقدير از اين دلاور مرد خطه وبلاگ نويسي از وي تقدير کرده اند و قرار شد در سفر بعدي وي به فرانسه از طرف دانشگاه نا معلومي به وي يک دکتراي افتخاري در زمينه لباس زير به وي اعطا شود . همچنين نام وي در کتاب رکورد هاي گينس به عنوان اولين نفري که بعد از به گا دادن داد-گا-ه آزاد ميشود ثبت خواهد شد.
ضمنا" همچنان علت آزادي وي بعد از به تشنج کشيدن دادگاه معلوم نمي باشد.
هيئت تحريريه هندوانه با آرزوي موفقيت براي اين شخصيت جهاني
آرزوي کاليبر بالا براي همه آزادي خواهان جهان را از خداوند منان دارد
با تشکر. م ح م د. هيئت تحريريه.