Saturday, March 22, 2003


جيم ، نون ، گاف يا دبليو ، او ، آر
يا گند زدن به نظم جهان.!

الان داشت شبکه خبر مستقيم درگيري نيروهاي آمريکايي رو تو
فاو نشون ميداد و اين که امريکايي ها داشتند پاک سازي ميکردند تا پيش روي کنند ... فاو همون جاست که وقتي از سردار ه مي پرسند
تخمات کو ميگه تو "فاو" جاگذاشتم. فاو همون جاست
يه شبه جزيره که تنها منطقه اتصال عراق به خليج فارسه
و موقع جنگ ايران و عراق يه مدت دست ايران بود
و البته بد جوري تر تيب بنده خداها که اون تو بودند داده شد با همکاري
همين آمريکاي طرفدار حقوق مردم
اي بشاشن به روحت که گند زدي به هر چي
صلح و حقوق بشر بود.
توضيح بيشتري هم نيست... آخه آدم چي بگه؟

زت زيات.

Friday, March 21, 2003


اين هم يک نوشته از بهترين خواننده وبلاگم براي
سورپريز سال نو و در پايان جوابي از من...


همه شاپرکا؛ همه کبوترا؛ زندگي رو نو ميکنند دوباره؛ با زبون بي زبونيشون؛ ميگن بهاره ه....

چندي پيش از قريه چخدر آباد از جانب استاد هندوانه سپهري شاعر و اديب بزرگ زمان و برنده تنديس پنير کپک زده قرن پيغامي به صورت offline دريافت نمودم که بسيار باعث مسرت و شادماني خاطرمان شد. ايشان به لطف و مرامشان و از بس محبت در دلشان قلنبه ميشود ، اينجانب را بهترين هندونه خور خطاب نمودند و براي پاداش اين بشارت را نيز فرمودند که: رخصت خواهند داد تا بخشي از وبلاگشان را به مناسبت آغاز سال نو و شروع باهار، گل باران کنيم(البته سعي بر اين است که ل به صورت ه تلفظ شود) ؛
هميشه که نمي شود خود استاد زحمت اينکار را بکشد. بالاخره هر انساني هم جاي استاد باشد و چندين ماه مداوم اين کار را در محيط بسته و تنگي مثل وبلاگ انجام داده باشد دلشان کپک ميزند؛
که البته در مورد استاد اين امر موجب آفرينش اثر بزرگشان يعني همان مثل پنير توي يخچال شد.
البته خود استاد علت کپک زدن دلشان را جستجو براي يافتن بوسه اي حيات بخش!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دانسته اند که علم امروز ثابت کرده علت همان گلکاري مداوم است و بوسه نه تنها حيات نمي بخشد ،« جخ تازه ممکنس ايدز ميدزم بيگيريم آ جوندم
ازت بسوند.»(اين قسمتو بايد مسلط به لهجه توووووووووووپ اصفهاني باشين؛ خدا نابود کوند اوني که اين لهجه رو.... چي چي ضايس(=ضايع است) چشه ؟ خيليم با حال؛).

وااااااااي چه قدر حرف چرت زدم(به جوني چيز !! تقصير من نيستآااااا اثرات هندونه خوندنه)

آخر عاقبت منو ببينين !! عبرت بگيرين. [ !!!!!!!!!! ]

يه حرف حسابيم بزنيمو بريم!!!!!!!
بهار دوباره اومد با کلي قشنگي ولي کاش ما آدما يه کم به فکر گلها ؛ آسمون ؛ زمين؛
يا لا اقل به فکر هم بوديم تا اين قدر دلامون از خاطارت سبز تهي نباشه....
سال خوبي رو واسه همه ايرانيان آرزو ميکنم ، مخصوصا واسه استاد
و اميدوارم دلشم خوب بشه.

“ه.الف”



خب من هيچ چيز نمي تونم بگم ...آه زبونم بند اومده!!!

اول از همه اينکه وقتي براي اولين بار و در يک نظر همه اين نوشته-اي ميل را خواندم(بلعيدم) به خودم گفتم : اين رو من چه وقت نوشتم.!!!!

دوم اينکه وقتي براي بار سوم به بعد داشتم ميخوندمش به خودم گفتم: يکي پيداشد
بهتر ماي هندونه خور اعظم چيز بنويسه.

سوم اينکه دوستان ملاحظه ميکنيد از سر تا پاي نوشته ميزنه بيرون که چرا بهترين خواننده وبلاگ من اين دوستمونه!!! وشايد من " ه . الف" زده بوده ام!!!

چهارم اينکه ما اصلا استاد نيستيم ....

پنجم اينکه نميشد به اين پنير کپک زده فلک زده گير ندي؟!

ششم اينکه "ه" جونم بهتر از اين نمي شد ؛)
و در پايان تذکر ميدم دوستاني که در جنسيت اين بهترين خواننده وبلاگم شک دارند
توجه داشته باشند از يه پسر پشمالوي الاف يه همچين متن تميزي در نمياد
پس شک نکنيد !!!:))))))

و آخرش اينکه : نا مرديش کس ديگه اي مثل اين عزيز ما هندونه زده نشه ...
ولي اينم بگم که هيچ چيز بهتر از دل درد گرفتن با هندوانه نيست.

قربون دوست با مرامون . زت زيات.