Sunday, March 23, 2003


پرنده فقط يک پرنده بود


فروغ فرخزاد


پرنده گفت: « چه بويي ، چه آفتابي ، آه
بهار آمده است
و من به جست و جوي جفت خويش خواهم رفت.»


پرنده از لب ايوان پريد ، مثل پيامي پريد و رفت
پرنده کوچک بود
پرنده فکر نمي کرد
پرنده روزنامه نمي خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدم ها را نمي شناخت


پرنده روي هوا
و بر فراز چراغ هاي خطر
در ارتفاع بي خبري مي پريد
و لحظه هاي آبي را
ديوانه وار تجربه مي کرد


پرنده ، آه ، فقط يک پرنده بود.

محبت از نوع ايالات متحده و بريتانيا !


اين عکس خيلي به درد روزنامه هاي آمريکايي ميخوره
سرباز عراقي که تسليم شده و به دست يه
سرباز آمريکايي يا انگليسي سيراب ميشه!!!!
البته همه دهن سرباز و قمقمه آب رو ميبينند ولي
کسي به اون اسلحه اي که بالاي سر اسير عراقي هست
توجه کرده؟!
اين يعني همون واقعيت جنگ:
چيزي که خودت داري ما بهت ميديم ؛ توي کشورت ميمونيم؛
و اونوقت چيز هايي که داشتي مال ما هم هست؛
ما بوديم که نجاتت داديم.
بقيه عکس هاي بي بي سي اينجاست.

Saturday, March 22, 2003


جيم ، نون ، گاف يا دبليو ، او ، آر
يا گند زدن به نظم جهان.!

الان داشت شبکه خبر مستقيم درگيري نيروهاي آمريکايي رو تو
فاو نشون ميداد و اين که امريکايي ها داشتند پاک سازي ميکردند تا پيش روي کنند ... فاو همون جاست که وقتي از سردار ه مي پرسند
تخمات کو ميگه تو "فاو" جاگذاشتم. فاو همون جاست
يه شبه جزيره که تنها منطقه اتصال عراق به خليج فارسه
و موقع جنگ ايران و عراق يه مدت دست ايران بود
و البته بد جوري تر تيب بنده خداها که اون تو بودند داده شد با همکاري
همين آمريکاي طرفدار حقوق مردم
اي بشاشن به روحت که گند زدي به هر چي
صلح و حقوق بشر بود.
توضيح بيشتري هم نيست... آخه آدم چي بگه؟

زت زيات.