Wednesday, June 18, 2003
نه باورم نميشه که همه جاي محله ما بوي گاز اشکاور بده
اين صدا ها که ميشنوم صداي ترقه هايي که بچه ها دارن ميزنند ، حتما يه جايي عروسيه... فکر نميکردم توي خيابون هاي کاليفرنيايي شهرک ما با لاستيک مانع درست کنند و ماشين ها رو بگردن ، حتما خواب ميبينم ، يه خواب بد همين.
فکر نمي کردم توي يه روز نه يه شب اين همه نيسان مشکي و نيسان وانت مشکي
با کلي سرباز با کلاه هاي مسخره پشتشون از خيابون 46 متري ما رد بشن
شايد هنوز خوابم ولي ساعت يک ربع به يکه و من که هنوز نخوابيدم.
و اين صدايي که مياد حتما صداي سبزي فروشه که ساعت يک نصف شب
داره سبزي خوردن توي بلند گو تبليغ ميکنه:« خونه دار و بچه دار ... آي جوناي بيکار زنبيل و ور دار و بيار ... زود جمع کن برو خونه تون وگرنه مجبور به بر خورد ميشيم.»
حتما دوتا خيابون بالا تر دارن سبزي ميفروشن.
آه اون ميدون سبز و بيضي قناص که يه دکه کوچيک کلانتري بيست يه گوشه اش جا خش کرده با اون مجتمع تجاري مسکوني که نصفش مال زمان آمريکايي هاس و نصف ديگه اش تازه سازه و ما از اون اول اون جا عاشق ميشديم و اونجا قهر ميکرديم و
حالا هم براي قدم زدن و ديدن برو بچ اونجا ميريم ... کافي نت کريم اسپيد هم اونجاس
و ... چطوري من فردا صبح برم اونجا و چي رو خواهم ديد
آيا همه چيز سالمه....
هي پسر چت شده؟ سالمي؟
خبري نشده که يه عده جوون هستند که از بس توي يه کشور زندگي کردن که نتونستن انرژي شون رو خالي کنند حالا دارن خالي ميکنند
خالي ميکنند و حدر ميره و تموم ميشه
اونوقت که وقت تظاهرات يا هر حرکت جمعي ديگه هست کسي نمي مونه که بخواد بياد تو خيابون!!!
اي بابا ... اينم زندگي نشدا... چه جايي گير افتاديم... يه از خدا بي خبر هم پيدا نميشه يه دعوت نامه بذاره کف دستمون ويزا هه هم خودش جور بشه
بريم خارج حمالي کنيم از اين در بدري که بهتره
حداقل زبان خارجه مون که خوب ميشه...
...
الان ديگه صدا ها خوابيده ... فکر کنم همه خوابشون گرفته رفتن خونه هاشون مث دو شب پيش ساعت يک که ميشه سر و صدا ميخوابه
خب آخه شبه و وقت خوابه
جيش ...بوس ...لالا
Sunday, June 15, 2003
بدون هيچ شبدري
NO LEAF CLOVER
by MetallicA
And it feels right this time
On this crash coarse with the big time
Pays no mind to the distant thunder
New day fills his head with wonder...boy
Says it feels right this time
Turned it 'round and found the right line
"Good day to be alive, Sir"
"Good day to be alive" he says...yeah
Then it comes to be
that the soothing light
at the end of your tunnel
was just a frieght train comin' your way
Don't it feel right like this?
All the pieces fall to his wish
"Sucker for that quick reward, boy"
"Sucker for that quick reward", they say...
Then it comes to be
that the soothing light
at the end of your tunnel
was just a freight train comin' your way
It's coming your way
It's coming your way......
Here comes
Yeah, Then it comes to be
that the soothing light
at the end of your tunnel
was just a frieght train comin' your way
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah
by MetallicA
And it feels right this time
On this crash coarse with the big time
Pays no mind to the distant thunder
New day fills his head with wonder...boy
Says it feels right this time
Turned it 'round and found the right line
"Good day to be alive, Sir"
"Good day to be alive" he says...yeah
Then it comes to be
that the soothing light
at the end of your tunnel
was just a frieght train comin' your way
Don't it feel right like this?
All the pieces fall to his wish
"Sucker for that quick reward, boy"
"Sucker for that quick reward", they say...
Then it comes to be
that the soothing light
at the end of your tunnel
was just a freight train comin' your way
It's coming your way
It's coming your way......
Here comes
Yeah, Then it comes to be
that the soothing light
at the end of your tunnel
was just a frieght train comin' your way
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah...
Then it comes to be, Yeah
Saturday, June 14, 2003
من معذرت !!!(درست نوشتم)که توي مطلب قبلي از کلمه
بيفکر در باره کساني که به خيابان ميريزند استفاده کردم
به نظر مياد ايندفعه بر خلاف دفعه قبل موضوع کمي طولاني شده
ديشب هم تهران شلوغ پلوغ بوده و مثل اينکه اصفهان هم
خبرهايي بوده که بايد از شاهدان عينيش پرسيد!!!(خودشون ميگن)
به هر حال من نبايد از صفت "بي فکر" استفاده ميکردم ولي
واقعا اگه ما ندونيم از اين بيرون رفتن ها و شعار دادن ها
و کتک خوردن ها ...ها هدفمون چيه خب اين يه جور بي فکريه
وقتي يه نفر بدون اينکه بدونه چي از اين زندگي لعنتي ميخواد و فقط به خاطر حرف هاي
يه فراري ترسو که اون ور دنيا قايم شده واز شما ميخواد که خونتون رو بريزيد کف خيابون
هيجان زده بشه و شعار بده و کتک بخوره و بعد بره خونه شون خب اين خيلي وحشت ناکه
به اعتراف قديمي ها و به اعتقاد من الان با بيست و پنج سال پيش خيلي فرق داره
اکثر ماها ميدونيم که چي ميخواهيم و تعداد ادم هاي بي هدف و هيجان زده خيلي کم شده
ولي هنوز راه رو غلت(!!!) ميريم...اگر قرار بود از اشوب و تظاهرات و شلوغي و
کلا حرکت انقلابي نتيجه اي گرفت همون بيست و پنج سال پيش همه چيز درست ميشد
حرکت انقلابي مثل يه سيل ميمونه که همه چيز رو ميشوره و پاک ميکنه ولي گل و خرابي به بار
مياره هر کسي هم ميتونه سوارش بشه...
تا بعد...
راستي يه چيزي اگه شلوغ پلوغي ها بيشتر بشه
وااااي درس و دانشگاه و امتحان پايان ترم و همه ميره "لاکار"...توروخدا ميبينيد
؟!!!من چقدر کوته فکر و آدم سطحي و بي معني هستم!
بيفکر در باره کساني که به خيابان ميريزند استفاده کردم
به نظر مياد ايندفعه بر خلاف دفعه قبل موضوع کمي طولاني شده
ديشب هم تهران شلوغ پلوغ بوده و مثل اينکه اصفهان هم
خبرهايي بوده که بايد از شاهدان عينيش پرسيد!!!(خودشون ميگن)
به هر حال من نبايد از صفت "بي فکر" استفاده ميکردم ولي
واقعا اگه ما ندونيم از اين بيرون رفتن ها و شعار دادن ها
و کتک خوردن ها ...ها هدفمون چيه خب اين يه جور بي فکريه
وقتي يه نفر بدون اينکه بدونه چي از اين زندگي لعنتي ميخواد و فقط به خاطر حرف هاي
يه فراري ترسو که اون ور دنيا قايم شده واز شما ميخواد که خونتون رو بريزيد کف خيابون
هيجان زده بشه و شعار بده و کتک بخوره و بعد بره خونه شون خب اين خيلي وحشت ناکه
به اعتراف قديمي ها و به اعتقاد من الان با بيست و پنج سال پيش خيلي فرق داره
اکثر ماها ميدونيم که چي ميخواهيم و تعداد ادم هاي بي هدف و هيجان زده خيلي کم شده
ولي هنوز راه رو غلت(!!!) ميريم...اگر قرار بود از اشوب و تظاهرات و شلوغي و
کلا حرکت انقلابي نتيجه اي گرفت همون بيست و پنج سال پيش همه چيز درست ميشد
حرکت انقلابي مثل يه سيل ميمونه که همه چيز رو ميشوره و پاک ميکنه ولي گل و خرابي به بار
مياره هر کسي هم ميتونه سوارش بشه...
تا بعد...
راستي يه چيزي اگه شلوغ پلوغي ها بيشتر بشه
وااااي درس و دانشگاه و امتحان پايان ترم و همه ميره "لاکار"...توروخدا ميبينيد
؟!!!من چقدر کوته فکر و آدم سطحي و بي معني هستم!